شمارهٔ ۱۳۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوقی اشاره میکند که زیبایی او همچون گلی در میان خارهاست. او به شدت بر عشق و احساسات خود تأکید میکند و بیان میکند که اگر به درستی در مسیر عشق گام بردارد، میتواند بر مشکلات غلبه کند. شاعر همچنین به آتش عشق اشاره میکند و میگوید که شعله این آتش به سادگی خاموش نمیشود. در انتها، او به اهمیت رها کردن اختیار و تن دادن به عشق و وصال دوست اشاره میکند. در کل، شعر درباره عمق عشق، زیبایی و رنجهای آن است.
چه سر پیش آری و با خود مرا همراز گردانیبه لب چندک رسانی جان و دیگر بازگردانی
هوش مصنوعی: چه چیزی را به من پیشکش میکنی که من همراز تو باشم؟ چقدر میتوانی نزدیکم کنی تا جانم را بگیری و دوباره برگردانی؟
به خون من چه دشمن را اشارت میکند چشمتهلاک صد چو من این بس که چشم از ناز گردانی
هوش مصنوعی: چشمان تو به دشمنان اشاره میکند و باعث میشود که صد نفر مانند من به سرنوشت شوم دچار شوند. این کافی است که با ناز به من نگاه کنی و نظر از من برگردانی.
ز مستی دوست از دشمن نمیدانی از آن با غیرسخنگویی و روی از عاشق جانباز گردانی
هوش مصنوعی: از شوق و مستی دوستی، از دشمنی خبری نداری؛ به همین خاطر با دیگران حرف میزنی و روی از عاشق فداکار برمیگردانی.
اگر افسانه عشقت به پایان آورم صد رهچو گویی یک سخن دیگر همان آغاز گردانی
هوش مصنوعی: اگر داستان عشق تو را به پایان برسانم، صد بار که بگویم یک کلمه دیگر، همان عشق دوباره آغاز میشود.
چو بلبل از خزان هجر، اهلی بسته لب تا کیبیا ای گل که تا بازش سخنپرداز گردانی
هوش مصنوعی: بلبل از غم هجران، سکوت کرده و تا زمانی که تو نیایی، دیگر نمیتواند سخن بگوید. بیا ای گل تا دوباره بتواند به بیان احساساتش بپردازد.