شمارهٔ ۷ - مخمس
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و با زبانی شاعرانه احساس حسرت و ناکامی را بیان میکند. شاعر بر این باور است که هیچ کس نمیتواند به زیبایی و وفای معشوقهاش برسد و سایرین در برابر او ناتوانند. او به دشواریهای عشق و دلتنگی برای معشوق اشاره میکند و نگران است که آیا در نهایت آنچه که برایش عزیز بوده، از دست خواهد رفت. به طور کلی، شعر به یک حس ناامیدی و غم عمیق میپردازد و بر بینظیری عشق و زیبایی تأکید میکند.
پری بحسن رخ گلعذار ما نرسدملک بخلق خوش غمگسار ما نرسد
هوش مصنوعی: هیچ موجودی نمیتواند به زیبایی چهرهی ما برسد و هیچ پادشاهی نمیتواند به دلدادگی ما نزدیک شود.
وفای کس بوفای نگار ما نرسدبحسن و خلق و وفا کس بیار ما نرسد
هوش مصنوعی: هیچ فردی به اندازه نگار ما در وفا، زیبایی و خلق و خوی نیکو سرآمد نیست و هیچکس نمیتواند به پای او برسد.
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که نمیتوانی کار ما را در این حرفها نفی کنی.
مرا که نیست بکس غیر یار خویش نیازحقوق صحبت خود هم بیار گویم باز
هوش مصنوعی: من به هیچ چیزی جز یار خود نیازی ندارم و حتی وقتی که با او صحبت میکنم، نیازی به یادآوری حقوق و وظایف ندارم.
چه حاجت است ز نامحرمان کشیدن نازبحق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
هوش مصنوعی: چه نیازی به عواطف و ناز کردن در حضور کسانی هست که به ما نزدیک نیستند؟ در حالی که میتوانیم با کسی که از رازهای ما آگاه است و سابقه گفتوگو داریم، راحتتر باشیم.
بیار یکجهت حقگزار ما نرسد
هوش مصنوعی: لطفاً یک راهی برای ما ایجاد کن که به حق و حقیقت برسیم.
بدین شمایل و خوبی کجا بود ملکیبدین فروغ نتابد ستاره از فلکی
هوش مصنوعی: با این زیبایی و دلربایی، کجا چنین پادشاهی وجود دارد که نوری اینچنین درخشان داشته باشد و ستارهها از آسمان نتوانند همچو او بدرخشند؟
بکارگاه حقیقت که نیست رنگ شکیهزار نقش برآید ز صنع و یکی
هوش مصنوعی: در کارگاه حقیقت، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد؛ از دست خالق، هزاران نقش و تصویر به وجود میآید، اما همه آنها یکی هستند.
بدلپذیری نقش نگار ما نرسد
هوش مصنوعی: نقش و نگار زیبای ما قابل تغییر و جا به جا شدن نیست.
درین زمان که حریفان شکسته بازارندزر مرا همه از لطف حق خریدارند
هوش مصنوعی: در این زمان که رقبای من در کارهایشان ناتوان شدهاند، مردم همه به خاطر لطف خدا به من ارزش و توجه میکنند و به دنبال من هستند.
اگر چه قلب زنانی که داغ ما دارندهزار نقد ببازار کاینات آرند
هوش مصنوعی: هرچند زنان محجوب و با احساس که برای ما یا خاطرات ما درد دارند، اگر بخواهند، میتوانند عشق و احساسات خود را به زیبایی بیان کنند و در دنیای هستی چیزی ارزشمند به دست آورند.
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی ما دارای ارزش و شایستگی نیست.
بتان شهر گرفتم چراغ بتکده اندزخنده نمکین طعنه بر شکر زده اند
هوش مصنوعی: بتان شهر را به چنگ آوردم و چراغ بتکده را روشن کردم. در اینجا، افرادی با طعنه و کنایه به من میزنند، مثل نمکین که به شکر اشاره میکند.
ز لطف جمله خریدار بار ما شده انداگر چه حسن فروشان بجلوه آمده اند
هوش مصنوعی: از روی مهربانی، همه به استقبال و خرید کالای ما آمدهاند، هرچند که زیبایی فروشان با جلوهگری خود توجه همگان را جلب کردهاند.
یکی بحسن و ملاحت بیار ما نرسد
هوش مصنوعی: یک نفر با زیبایی و جاذبهاش ما را از رسیدن به هدف دور کرده است.
گذشت عمر و حریفان هم از جهان رفتندکجا روم چکنم زانکه بی نشان رفتند
هوش مصنوعی: عمر من به سرعت گذشت و دوستانم نیز از دنیا رفتند. اکنون نمیدانم به کجا بروم، چرا که آنها بدون هیچ نشانی رفتهاند.
درین سفر همه با چشم خونفشان رفتنددریغ قافله عمر کانچنان رفتند
هوش مصنوعی: در این سفر، همه با چشمانی پر از اشک و غم حرکت کردند، ای کاش قافله عمر نیز به همین شکل پیش نمیرفت و زود از بین نمیرفت.
که گردشان بهوای دیار ما نرسد
هوش مصنوعی: تا گرد و غبارشان به سرزمین ما نیفتد.
سلامت ار طلبی جز به نیکویی مگروبهر چه کاشته یی چشم دار وقت درو
هوش مصنوعی: اگر به دنبال سلامت و خوشبختی هستی، فقط به نیکی و خوبی فکر کن و برای هر آنچه که کاشتهای، منتظر زمان برداشت آن باش.
ز فتنه غم نخورد خاطر سلامت رودلاز خبث حسودان مرنج و ایمن شو
هوش مصنوعی: از ناراحتی و مشکلات نگران نشو، ای دل، زیرا که دل شاد و آرامی داری. از بدخواهی حسودان غم نگیر و ایمن و مطمئن باش.
که بد بخاطر امیدوار ما نرسد
هوش مصنوعی: نباید بدی به خاطر امیدواری ما اتفاق بیفتد.
چو رسم مهر و وفا نیست چرخ اطلس رابخاک ره مفکن همدمان واپس را
هوش مصنوعی: زمانی که قانون عشق و وفا وجود ندارد، بهترین دوستان را نیز نباید بر زمین بزنیم.
درین حدیقه بیک چشم بین گل و خس راچنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
هوش مصنوعی: در این باغ، با یک نگاه به گل و علف، چنان زندگی کن که اگر روزی در خاک راه بروی، کسی متوجه تو نشود.
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد
هوش مصنوعی: هیچ غباری از یاد و خاطرات ما عبور نخواهد کرد.
اگر چه سوختن عاشقان بود دلجوکه جز بسوختن از عود بر نیاید بو
هوش مصنوعی: عاشقان هرچند در آتش سوزانند، اما برای آنها بویی جز بخور نمیآید؛ یعنی در دل سوختن، تنها عطر عشق و معشوق نمایان میشود.
مباش اهلی ازین بیشتر خموش و بگوبسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
هوش مصنوعی: مکن سکوت طولانیتر از این و بگو که حافظ در عشق سوخت و میترسم داستان او را باز کنم.
بسمع پادشه کامکار ما نرسد
هوش مصنوعی: به گوش پادشاه موفق ما نمیرسد.