تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۱۵

چه اختیار کسی را ز عاشقان گر یاریکی بلطف بخواند و یکی ز چشم انداخت
ببزم شاه دو عودست و هر دو دارد دوستیکی بسوخت در آتش یکی بلطف نواخت