شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره نابرابریهای اجتماعی و سرنوشت انسانهاست. شاعر بیان میکند که همه انسانها، چه نیکوکار چه پادشاه و چه گدا، در نهایت بندگان روزگار هستند و هیچکس بیگانه نیست. برخی به اندازهای از نعمت برخوردارند که زندگیهای راحتی دارند، در حالی که عدهای برای تأمین لقمهای نان رنج میکشند. شاعر در نهایت تأکید میکند که این مسایل ناشی از عدل و قسمت است و نمیداند افراط و تفریط به چه معناست.
بدو نیک و شاه و گدای و ملکهمه بندگانند بیگانه کیست
هوش مصنوعی: همه افراد، از نیکان و شاهان گرفته تا گدایان و پادشاهان، در نهایت بندگان هستند و هیچ کس به واقع بیگانه نیست.
یکی را جهان میدهی سر بسریکی را جوی نیست چندانکه زیست
هوش مصنوعی: یکی را همه چیز میدهی و او در نعمت و خوشی زندگی میکند، اما دیگری به اندازهای هم نداشته که زندگیاش بگذرد.
یک قاف تا قاف خوان می کشدیکی بهر یک لقمه نان خون گریست
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که برخی افراد برای به دست آوردن یک لقمه نان، چقدر زحمت و رنج میکشند و ممکن است در این مسیر به سختیهایی دچار شوند. این نشاندهنده اهمیت تلاش و کوشش در زندگی است و بیعدالتیهایی را در توزیع منابع و فرصتها به تصویر میکشد.
چو قسمت بوفق عدالت بودنمیدانم افراط و تفریط چیست
هوش مصنوعی: وقتی که چیزی بر اساس انصاف و عدالت تقسیم شود، نمیدانم افراط و تفریط به چه معناست.