شمارهٔ ۳۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به تصویرسازی از شب و ارتباطش با عشق و مستی میپردازد. او به سحر و فرشتهای که در محراب است اشاره میکند و آنگاه به تصوری از میکده و سگی که به دنبال مستی است میپردازد. در نهایت، شاعر به یاد مهتاب میافتد و میگوید که آنچه میخورد و مینوشد بیاهمیت است، زیرا مستی عشق و زیباییهایی که در جهان وجود دارد، اهمیت بیشتری دارد.
کسی که بود سحر با فرشته در محرابشبش بمیکده دیدم سگش دهان لیسید
هوش مصنوعی: شخصی را در سحرگاه دیدم که مشغول عبادت بود و در کنار او فرشتهای حضور داشت. در همین حال، سگ او هم در حال لیسیدن دهان خود بود.
ببوی مستی عشق آنکه می خورد هیچ استبیاد ماست که؟ مهتاب در جهان لیسید
هوش مصنوعی: عشقی که مستش کرده، بویی دارد که هیچ چیز دیگر اهمیتی ندارد. ما در یاد دیگران هستیم که مانند ماه در آسمان، نور و زیبایی میپاشد.