تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۶۸

فغان من همه از دست توسن نفس استکه خام و سرکش و بدخوی و بدلجام بود
بشصت سال ریاضت که دید دید در ره عشقنگشت رام و نخواهد شدن کدام بود
چو عود خام کسی را که خامی از ازلستهزار سال بسوزد هنوز خام بود