شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: این شعر به نقد زندگی دنیوی و تأکید بر اهمیت رهایی از قید و بندهای مادی پرداخته است. شاعر از انسان میخواهد که از زندگی دنیوی که او را محدود و شامل دامهای مختلف کرده است، جدا شود. او به ویژگیهای بلند و روحانی انسان اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که به این قیدها وابسته است، نمیتواند به کمال برسد. شاعر زندگی را به مهمانسری تشبیه میکند که موقتی است و از فرد میخواهد که به دنبال حقیقت و معنای عمیقتر زندگی باشد و نه تنها در پی لذتهای زودگذر دنیایی. او به درجا نزدن و نداشتن انگیزه حقیقی در زندگی انتقاد میکند و از انسان میخواهد که به سمت کمال و رهایی گام بردارد. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که میتوان با یک گام به مراد و هدف اصلی زندگی دست یافت، اگر اراده و تلاش لازم وجود داشته باشد.
ایدل ز خود بمیر که گردی خلاص از آنکتا زنده یی مقید ایندام ماندهای
هوش مصنوعی: ای دل، از خود بگذر و بمیر تا از قید و بند رهایی یابی، زیرا تا زمانی که زندهای، هنوز در زنجیر ماندی.
تو شاهباز قدسی و تن سنگ پای تستبگسل ازو وگرنه بنا کام ماندهای
هوش مصنوعی: تو همچون پرندهای قدرتمند و مقدس هستی، اما در حال حاضر در قید و بند جسم خود هستی. اگر از این قید رها نشوی، به هدفهای بزرگت نخواهی رسید.
دامیست زندگی و بزندان روزگارتا کی مقید از پی این دام ماندهای
هوش مصنوعی: زندگی همچون دام بزرگی است که ما در این روزگار در آن گرفتار شدهایم. تا چه زمانی میخواهی در پی این دام بمانی و از آن رها نشوی؟
مهمانسراست عالم و مهمان سه روزه استشرمت نمیشود که بس ایام ماندهای
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک مهمانسراست و ما مهمانانی هستیم که تنها برای مدت کوتاهی در آنجا اقامت داریم. آیا این درست است که در این مدت محدود، از زندگی و زمان خود بهرهبرداری نکنیم و بیمقدمه بگذرانیم؟
آخر ز شام تا به کیی منتظر بصبحدر صبح باز منتظر شام ماندهای
هوش مصنوعی: تو مدت زیادی است که از شام تا صبح منتظری و حالا دوباره برای شام در انتظار نشستهای.
سیر از جهان نیی اگرت میل بر بقاستخامی هنوز و در طمع خام ماندهای
هوش مصنوعی: اگر به دنبال ماندن و جاودانگی هستی، پس باید بدان که هنوز در خامی و نادانی به سر میبری و در آرزوهای بیهوده باقی ماندهای.
دورست از تو صحبت روحانیان انستا وحشیان خاک از آن دام ماندهای
هوش مصنوعی: صحبتهایی که از روحانیان به گوش میرسد، از تو دور است؛ چراکه مانند وحشیان خاک، در دام مشکلات و مسائل دنیوی گرفتار شدهای.
از سر حسن شاهد گل بوی غافلیمستغرق جمال گل اندام ماندهای
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلفریبی یار، بوی گل تو را به خود مشغول کرده و غرق تماشای جمال او ماندهای.
گور زمانه رام تو گر شد ز ره مروناگه اسیر گور چو بهرام ماندهای
هوش مصنوعی: اگر زمانه تو را به چنگ آورد، ناگهان مانند بهرام که در گور مانده، نمیتوانی فرار کنی و اسیر خواهی شد.
گیرم شدی ز بخت سلیمان روزگارآخر نه در میان دد و دام ماندهای
هوش مصنوعی: اگرچه تو به خوش شانسی سلیمان دست یافتهای، اما در نهایت در میان انسانها و وحوش، تنها ماندهای.
کامل اگر شوی بهمه علم عاقبتدر نکته یی زبون بسر انجام ماندهای
هوش مصنوعی: اگر در تمام علوم و دانشها کامل شوی، در نهایت به یک نکته ساده و کماهمیت برمیگردی که هنوز هم به آن نیاز است.
ور هم نبی شوی و ولی وقت مشکلاتموقوف وحی در ره الهام ماندهای
هوش مصنوعی: اگر چه نبی و ولی باشی، در زمان سختیها و مشکلات، همچنان که وحی متوقف میشود، تو نیز در مسیر الهام و راهنمایی متوقف ماندهای.
باری نظر بعلم حقیقت نمیکنیبا صد هزار علم چنین عام ماندهای
هوش مصنوعی: گرچه به دانشهای بسیاری آراستهای، اما با تمام این علمها هنوز در فهم حقیقت ناتوانی و به طور عامیانه باقی ماندهای.
آخر چو نیک و بد نه بفرمان خود کنیببر چه در میانه تو بد نام ماندهای
هوش مصنوعی: در نهایت، زمانی که خوب و بد را طبق اراده خود انجام ندهی، چه جایگاهی برای تو وجود دارد، چون در میان مردم، نام نیکی از تو باقی نمانده است.
ای نفس شوخ چشم ز شرب مدام خویشخونی درون شیشه چو بادام ماندهای
هوش مصنوعی: ای جانِ شاداب، با نوشیدن مداوم خود، همچون بادامی درون شیشه، خونی به یادگار باقی ماندهای.
کی لب بذکر دوست گشایی چنین که تومستی مدام و لب بلب جام ماندهای
هوش مصنوعی: چرا این طور به ذکر دوست نمی پردازی وقتی که همیشه در حال مستی هستی و زبانت از شراب پر شده است؟
گر بت پرست گمشده ره در خطا بودتو در خطا ببلده اسلام ماندهای
هوش مصنوعی: اگر بتپرست هم در مسیر گم شده باشد و اشتباه کند، تو چرا در اشتباه خود باقی ماندهای و از راه اسلام دور هستی؟
تا از طمع متابع ارباب صورتیسر بر زمین بسجده اصنام ماندهای
هوش مصنوعی: تا زمانی که از آرزوهای بیاساس و پیروی از اربابان ظاهری و بیروح، سر خود را به نشانهی خضوع بر زمین نمیگذاری، در گمراهی و سرگردانی ماندهای.
آدم نیی وگرنه ز انعام روزگارتا کی اسیر از پی انعام ماندهای
هوش مصنوعی: تو انسان نیستی، وگرنه تا کی باید اسیر نعمتهای روزگار باشی و در انتظار نعمتها بمانی؟
اهلی بیا و بر سر جان زن قدم که توتا منزل مراد بیک گام ماندهای
هوش مصنوعی: به تو میگویم که بیایید و بر روی زندگی زن قدم بگذارید، زیرا شما تنها یک قدم تا رسیدن به هدف بزرگتان فاصله دارید.