شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده در حال بیان تجربهای از یک عمل دردناک در حمام است. او زیر تیغ دلالی نشسته و زخم عمیقی میخورد. با وجود درد، او از وی تشکر میکند، اما پس از آن دلال آب سوزانی بر سر او میریزد که باعث افزایش ناراحتیاش میشود. در نهایت، گوینده به این موضوع اشاره میکند که علاوه بر زخم، دلال داغی هم بر او وارد کرده است.
نشستم زیر تیغ مردکی دلال در حمامعجب زخمی زد و گفتم عفاک الله نکو کردی
هوش مصنوعی: در یک حمام، نشسته بودم و مردی که به معامله و دلالی مشغول بود، با تیغ زخمی به من زد. من هم در واکنش به این کار، از او خواستم که خدا او را ببخشد و تأکید کردم که عملش خوب بود.
پس از آن زخم آبی ریخت سوزان بر سرم گفتمبه زخمی آنچنان راضی نگشتی داغ هم کردی
هوش مصنوعی: پس از آن که زخم عمیقی بر من وارد شد و درد شدیدی را تجربه کردم، به خودم گفتم که با آن زخم راضی نبودی و به من آسیب بیشتری هم زدی.