شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر بیان میکند که غم و قهر یار (نرگس) زندگی را برای او تلخ کرده است و احساس میکند که تنهایی و دوری از او شبیه به زهر است. اگرچه او به وصال نرسیده و مرهمی برای زخمهایش ندارد، ولی تمام درد و رنجهایش به خاطر بیمهری یار است.
تا نرگس مست یار در قهر منستحقا که حیات و زندگی زهر منست
هوش مصنوعی: وقتی که محبوبم با چشمان نازش در قهر است، واقعاً زندگی برایم جانکاه و تلخ شده است.
از مرهم وصل بهره ام نیست ولیهر زخم ستم که هست از بهر منست
هوش مصنوعی: من از محبت و وصل خبری ندارم، اما هر زخم و درد ستمی که بر من میرسد، به خاطر من است.