تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۲۱

گر عشق بنای جان ز بنیاد برداین بس که غم دو عالم از یاد برد
جانی که بجانان ندهی خاک ره استعمری که به عشق نگذرد باد برد