شمارهٔ ۲۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف عمیق و دردناکی در عشق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هیچ کس جز معشوقش نمیتواند به او نزدیک شود و درمانی وجود ندارد برای دلی که دردش ناشناخته است. او خود را مانند مردهای میداند که در پای محبوبش قرار دارد و میداند که حتی اگر بخواهد، نمیتواند به او برسد و زندگی را از او دریافت کند. این مضمون نشانگر شدت عشق و ناکامی در رسیدن به معشوق است.
در عشق تو کس جز رخ زردش نرسددرمان نبرد دلی که دردش نرسد
هوش مصنوعی: در عشق تو هیچ کس نمیتواند جز چهره زردش کمکی کند، زیرا دلی که درد عشق را احساس نکند، درمانی برای آن ندارد.
من مرده خاک پای تو کآب حیاتهر چند که جان دهد بگردش نرسد
هوش مصنوعی: من همچون مردهای هستم که در پای تو خوابیدهام، زیرا آب حیات تو به قدری ارزشمند است که اگر هم جانم را فدای تو کنم، باز هم به دور تو نخواهم رسید.