تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۲۳۸

در آتش پدر نگاه لیلی چون کردمجنون زرهی دید که سر بیرون کرد
سنگی زد و کاسه سرش پر خون کردآش عجبی به کاسه مجنون کرد