شمارهٔ ۳۳۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به این موضوع میپردازد که عمر گرانبها سپری شده و احساس حسرت جایگزین شادی شده است. او به غفلتهای خود اشاره میکند و میگوید که هنگام به هوش آمدن، متوجه میشود که هیچچیز از خوشیها و شادیها باقی نمانده و تنها خسارتها و غمها را در زندگی دیده است.
فریاد که عمر رفت و حرمان بفزودسرمایه جان زیان شد اندر غم سود
هوش مصنوعی: فریاد بزنید که عمر ما به پایان میرسد و حسرتهایمان بیشتر میشود. سرمایه زندگیام در غم و اندوه از دست رفته است.
بود زا می غفلتم حساب الفرحیآخر که بهوش آمده ام هیچ نبود
هوش مصنوعی: در دوران غفلت و بیخبری من، خوشی و شادیای وجود نداشت و اکنون که هوشیار شدهام، متوجه شدم که هیچ چیز از آن خوشیها باقی نمانده است.