شمارهٔ ۴۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حسرت و دردهایی که به خاطر گناهان و ضعفهای خود دارد صحبت میکند. او از خمار بودن و شرمندگی در برابر خدا و مردم میگوید و از خود میپرسد که تا کی باید به این حال ادامه دهد و از این وضعیت رنج ببرد. احساس ناامیدی و نیاز به تغییر در او موج میزند.
تا کی ز خمار می سرافکنده شویممیریم بصد درد و دگر زنده شویم
هوش مصنوعی: تا کی باید در حالت مستی و کسالت بگذرانیم؟ ما میرویم و دردهای زیادی را تحمل میکنیم تا دوباره به زندگی بازگردیم.
رسوای خلایقیم و از حق خجلیمتا کی ز خدا و خلق شرمنده شویم
هوش مصنوعی: ما به خاطر رفتارهایمان در نظر مردم بی آبرو شدهایم و از خداوند شرمندهایم. تا کی باید این شرمندگی را نسبت به خدا و دیگران تحمل کنیم؟