شمارهٔ ۵۰۰
هوش مصنوعی: در این چهار بیت شاعر به احساس دلشکستگی و غم ناشی از جدایی اشاره میکند. او به گل گله (محبوبش) میگوید که در برابر مشکلات و چالشهای زندگی، چه کاری از او ساخته است. او خودش را مانند بلبل میداند که در فصل سرد جدایی به سر میبرد و از محبوبش میسوزد. در نهایت، او این سؤال را میکند که اگر نتواند در حضور محبوبش فریاد کند، پس چه باید بکند.
ای گل گله تو پیش هر کس چکنمبیهوده فغان ز چرخ اطلس چه کنم
هوش مصنوعی: ای گل، اگر پیش هر کسی از درد دل خود بگویم، بیفایده است. با این حال، از چرخ روزگار که مانند اطلس است چارهای ندارم.
من بلبلم و خزان هجران دیدهپیش تو فغان گر نکنم پس چکنم
هوش مصنوعی: من مثل بلبل هستم و در فصل خزان از دوری تو فریاد میزنم، اگر بخواهم فریاد نزنم، پس چه باید بکنم؟