شمارهٔ ۵۰۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به حسرت و ناامیدی خود اشاره میکند. او میگوید اگر سر را در برابر دشمن پایین نیاورم، چه کنم؟ و اگر پای خود را به خودم نیاورم، چه اقدامی باید انجام دهم؟ او معتقد است که خورشید خوشبختی برای دیگران طلوع کرده است، اما او خود را محروم میبیند و وقتی که سرنوشت کمک نکرده، نمیداند چه باید بکند.
گر سر ننهم بجور دشمن چکنم؟ور پای نیاورم بدامن چکنم؟
هوش مصنوعی: اگر سرم را بر زمین نگذارم، چه شود؟ و اگر پاهایم را از زیر چادر نیاورم، چه خواهد شد؟
خورشید تو طالع است و من محروممطالع چو مدد نمیکند من چکنم؟
هوش مصنوعی: خورشید تو در افق درخشان است، اما من از این نور بیبهرهام. وقتی سرنوشت و شانس به من کمک نمیکنند، چه باید بکنم؟