بخش ۱۲ - این قطعه از حشو مصارع اول قصیده مستخرج می شود و از الف خالیست
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک شخصیت برجسته، که ممکن است یک پادشاه یا ولی باشد، پرداخته است. شاعر از جود و کرم او سخن میگوید و او را منبع علم و هنر میداند. در این شعر تأکید شده که هرکس به محبت و لطف او آشنا باشد، نمیتواند از جود و خوبیهایش فرار کند. همچنین، شاعر به محبت و لطفت بیکران او اشاره میکند که به مردم آرامش و سعادت میبخشد. در ادامه، شاعر به عدالت و مهربانی او در جامعه پرداخته و میگوید که سرور این شخصیت، حاکم عادل است که همواره در فکر و کار مردم است. در نهایت، شعر به تحسین و مدح این شخصیت پایان مییابد و از کرم و خوبیهای او یاد میکند.
سرور دهر بحر جود و کرممنبع لطف و گنج علم و هنر
هوش مصنوعی: سرور زمانه، دریایی از بخشش و generosity است که منبعی از محبت و گنجینهای از علم و هنر به شمار میآید.
جز تو درد هرکیست کش همه دلبسته در بندگی چو بنده کمر
هوش مصنوعی: تنها تو هستی که درد و رنج کسی دیگر برایم اهمیت ندارد؛ همه به تو وابستهاند، و من مانند یک بنده برای تو تسلیم شدهام.
جز ره مرحمت نمی پوییجز برحمت نمیکنی تو نظر
هوش مصنوعی: تو جز راه رحمت را نمیجویی و جز بررحمت نظر نمیکنی.
هر که پیشش ز لطف تو خبرینه گریزش ز جود تو نه گذر
هوش مصنوعی: هر کسی که از محبت تو خبری ندارد، نه میتواند از بخششهای تو دوری کند و نه میتواند از کنار آن بگذرد.
دیده پیوسته بر رهت دیدهکه ز صد غصه میرهد یکسر
هوش مصنوعی: چشمم همیشه به راه تو دوخته شده و از شدت غصهها یکسره بیتابی میکند.
قصه لطف تو چو دردل گشتدل گشودش بیمن لطف تو در
هوش مصنوعی: وقتی داستان مهربانی تو در دل جا گرفت، دل خود را باز کرد و بدون توجه به وجود لطف تو، به پذیرش آماده شد.
سخنم ختم شد به تحسینتمهر کردم بمدح تو دفتر
هوش مصنوعی: سخن من به پایان رسید و به زیباییهای تو تاکید کردم و در مدح تو، کتابی را تنظیم کردم.
این رباعی از حشو قطعه مذکور مستخرج میشود و در هر مصرع«لطف» لازم است
هوش مصنوعی: این رباعی از اضافات موجود در بخش مورد نظر به دست میآید و در هر خط آن نیاز به «لطف» حس میشود.
جود تو دهد ز رحمت و لطف خبرلطفت نکند ز رحمت وجود گذر
هوش مصنوعی: بخشش و سخاوت تو نشانهای از رحمت و مهربانیات است و محبت تو هیچگاه از رحمت وجودت دور نیست.
پیوسته رهی قصه لطف تو کندکز غصه رهد بیمن لطف تو مگر
هوش مصنوعی: داستان محبت تو همیشه گوشزد میشود، زیرا جز با لطف تو، از اندوه نجات نمییابم.
این قطعه از حشو مصارع ثانی قصیده بیرون میآید و از نقطه خالیست
هوش مصنوعی: این بخش از شعر مصراع دوم برآمده و از نظر معنایی خالی است.
داور کام ده مالک ملکحاکم عدل دار الاسلام
هوش مصنوعی: ای داور، به مالک زمین و حاکم عدالت در سرزمین اسلام، رضایت بخش!
کام مردم کرم او همه دمکرم او همه را کام مدام
هوش مصنوعی: رضایت و خوشنودی مردم از لطف و مهربانی دائمی اوست. او همیشه به همه مردم نیکی و کرم میکند.
همه در کار دل اهل کرمهمه در کام دل اهل کلام
هوش مصنوعی: همه افرادی که مهربان و بخشنده هستند، در پی رضایت و خوشحالی دل خود هستند، در حالی که کسانی که اهل سخن و گفتگو هستند، به دنبال شیرینی و لذتی برای دلشان میباشند.
کار او در همه حال آمده مهرمهر او در همه دلها مادام
هوش مصنوعی: کار او در هر زمان و مکان با عشق و محبت همراه است و محبت او در دلهای همه انسانها همیشه وجود دارد.
داد او را کرم عام و مراآمده در کرم او همه کام
هوش مصنوعی: او به همه بخششهایش میدهد و من از بخشش او همه آرزوهایم را برآورده کردهام.
طمع اهل ورع کرده حلالهوس اهل هوا کرده حرام
هوش مصنوعی: امید و آرزوی کسانی که از دین و تقوا برخوردارند، به چیزهای حلال و پاک است، در حالی که افراد غافل و هوسران به دنبال چیزهای حرام و ناپاک میگردند.
دور ملک ملک اورا همه عمرسال و ماه و مه و سال آمده رام
هوش مصنوعی: تمام عمر، زمان و ماه و سال به دور او میچرخند و برای او رام و مطیع شدهاند.
این رباعی از حشو این قطعه مستخرج میشود و در هر مصرع آن کرمی لازم است
هوش مصنوعی: این رباعی از لابهلای این متن به دست میآید و هر یک از خطهای آن به یک کرم نیاز دارد.
کام دل او کار کرم در همه حالکار کرم او مدد اهل کمال
هوش مصنوعی: آرزوهای او همیشه تحت تأثیر لطف و محبت است و در هر شرایطی، این محبت باعث کمک به افرادی میشود که در حال پیشرفت و کمال هستند.
او را کرم عام و طمع کار همهداده کرم او هوس اهل سیوال
هوش مصنوعی: او نعمتهای فراوانی به همه بخشیده، اما دیگران فقط به فکر منافع خود هستند و طمع دارند. در میان این افراد، اهل سیوال نیز تمایل به استفاده از این نعمتها دارند.
تمت القصیده ا لثانیه
هوش مصنوعی: شعر دوم به پایان رسید.