شمارهٔ ۲۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که به او شرابی بدهد که رنگش شبیه لعل است. او تصمیم ندارد تا زمانی که زنده است، دل از عشق محبوبش بکند. او با ابراز اشتیاق به دیدن محبوبش، به صراحت میگوید که از شوق و علاقهاش بیپروا و گستاخ شده است.
ساقی ز میی که لعلت او را ساقیستدل برنکنم تا دمی از من باقیست
هوش مصنوعی: ای ساقی، به خاطر زیبایی و رنگ لبت، دل از خودم نمیکشم تا زمانی که هنوز کمی از من باقی مانده است.
مشتاقم، از آن بدیدنت گستاخمگستاخی من ز غایت مشتاقیست
هوش مصنوعی: دلم خیلی برای دیدنت تنگ است و به خاطر همین اشتیاق زیاد، بی پروا و جسور شدهام.