تناجی

ساقینامهٔ رباعی

دیباچه
بعد از حمد و ثنای جهان آفرین و درود بر روان سید المرسلین و آله الطیبین...
شمارهٔ ۱
ساقی قدحی که کار سازست خدا
شمارهٔ ۲
ساقی نظری به بیکسان بهر خدا
شمارهٔ ۳
ساقی قدحی که نور بخشد همه را
شمارهٔ ۴
ساقی بکرم تو میکنی یاد مرا
شمارهٔ ۵
ساقی می لعل قوت روح است مرا
شمارهٔ ۶
ساقی قدحی که هست عالم ظلمات
شمارهٔ ۷
ساقی فلک از بحر عطای تو کفی است
شمارهٔ ۸
ساقی نظری که دل خوش از دیدن تست
شمارهٔ ۹
ساقی می ما ز عارض پر خوی تست
شمارهٔ ۱۰
ساقی قدحی که کار عالم نفسی است
شمارهٔ ۱۱
ساقی دل ما سوخته از مشتاقیست
شمارهٔ ۱۲
ساقی ببهشت اینهمه مشتاقی چیست
شمارهٔ ۱۳
ساقی قدحی که آنکه این خاک سرشت
شمارهٔ ۱۴
ساقی قدحی که شمعِ دل درنگرفت
شمارهٔ ۱۵
ساقی دل ما که شادی از غم نشناخت
شمارهٔ ۱۶
ساقی شب عیش است و مه افروخته است
شمارهٔ ۱۷
ساقی چکنم که دل کبابم ز غمت
شمارهٔ ۱۸
ساقی دل من که دانه مهر تو کاشت
شمارهٔ ۱۹
ساقی ز درت نظر نخواهیم گرفت
شمارهٔ ۲۰
ساقی به برم گر بت یاقوت لبست
شمارهٔ ۲۱
ساقی ز میی که لعلت او را ساقیست
شمارهٔ ۲۲
ساقی می رخسار تو جان همه است
شمارهٔ ۲۳
ساقی غم من بلند آوازه شدست
شمارهٔ ۲۴
ساقی بحیات جان کسی رهبر نیست
شمارهٔ ۲۵
ساقی نظری که دل ز اندیشه تهیست
شمارهٔ ۲۶
ساقی که رخش ز جام جمشید به است
شمارهٔ ۲۷
ساقی که لبش مفرح یاقوت است
شمارهٔ ۲۸
ساقی دل من ز مرده فرسوده ترست
شمارهٔ ۲۹
ساقی حذر از غم توام آه که نیست
شمارهٔ ۳۰
ساقی دل من ز دست اگر خواهد رفت
شمارهٔ ۳۱
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدست
شمارهٔ ۳۲
ساقی می کهنه یار دیرین منست
شمارهٔ ۳۳
ساقی که هلاکم ز غم هجرانت
شمارهٔ ۳۴
ساقی قدحی که کار دنیا همه هیچ
شمارهٔ ۳۵
ساقی که ز آفتاب رخ مستم کرد
شمارهٔ ۳۶
ساقی قدحی ورنه حزین خواهم مرد
شمارهٔ ۳۷
ساقی قدحی که گر بتان ناز کنند
شمارهٔ ۳۸
ساقی به بهشت اگر چه راهم بدهند
شمارهٔ ۳۹
ساقی، می اگر ز ساغر جم باشد
شمارهٔ ۴۰
ساقی دل من طمع زیاری ببرید
شمارهٔ ۴۱
ساقی قدحی که سوز داغم نرود
شمارهٔ ۴۲
ساقی سر اگر جدا به تیغ از تو بود
شمارهٔ ۴۳
ساقی قدحی که هر که بیدار بود
شمارهٔ ۴۴
ساقی ز ادب مست تو گر دور بود
شمارهٔ ۴۵
ساقی بتو گر شویم همدم چه شود
شمارهٔ ۴۶
ساقی ز غم تو هر که مدهوش شود
شمارهٔ ۴۷
ساقی چو بکف جام شرابی گیرد
شمارهٔ ۴۸
ساقی فرح از ساغر می میباشد
شمارهٔ ۴۹
ساقی دو جهان کجا دمی غم ارزد
شمارهٔ ۵۰
ساقی چو ستم غم نه باندازه کند
شمارهٔ ۵۱
ساقی قدحی که جان فدای تو بود
شمارهٔ ۵۲
ساقی چه صلاح از من مجنون آید
شمارهٔ ۵۳
ساقی ز زمانه چند بیداد رسد
شمارهٔ ۵۴
ساقی گل بخت هر که پژمرده بود
شمارهٔ ۵۵
ساقی بمنت خطاب بو دست مگر
شمارهٔ ۵۶
ساقی می وصل ده به محنت کش هجر
شمارهٔ ۵۷
ساقی که غمش ز پادشاهی خوشتر
شمارهٔ ۵۸
ساقی دلم از تو در گداز است هنوز
شمارهٔ ۵۹
ساقی تو بغور من درویش برس
شمارهٔ ۶۰
ساقی نظری که دردی از جام تو بس
شمارهٔ ۶۱
ساقی ز اسیران جگر ریش بپرس
شمارهٔ ۶۲
ساقی غم این پیر کهنسال بپرس
شمارهٔ ۶۳
ساقی تو مهی ز روی فرخنده خویش
شمارهٔ ۶۴
ساقی ز غم تو میگدازیم چو شمع
شمارهٔ ۶۵
ساقی که رسد بوصلت از یاری عقل
شمارهٔ ۶۶
ساقی تو بحسن صورتی خرمن گل
شمارهٔ ۶۷
ساقی قدحی ده بمن سوخته حال
شمارهٔ ۶۸
ساقی قدحی بده که از غم رستم
شمارهٔ ۶۹
ساقی قدحی که کشته جانانیم
شمارهٔ ۷۰
ساقی نظری که سمت دیدار توام
شمارهٔ ۷۱
ساقی نظری که همدم غم ماییم
شمارهٔ ۷۲
ساقی قدحی که حلقه در گوش توایم
شمارهٔ ۷۳
ساقی قدحی که عاشق روی توام
شمارهٔ ۷۴
ساقی نظر از تو گر سوی باغ کنم
شمارهٔ ۷۵
ساقی قدحی که دل بدریا فکنم
شمارهٔ ۷۶
ساقی ز شراب عشق ما بیخبریم
شمارهٔ ۷۷
ساقی سخن از توبه پنهان نکنیم
شمارهٔ ۷۸
ساقی قدحی که من ببستان نروم
شمارهٔ ۷۹
ساقی نظری بمن کن از لطف عمیم
شمارهٔ ۸۰
ساقی ز غم تو تا کی از دست شوم
شمارهٔ ۸۱
ساقی قدحی که از غم دل پیرم
شمارهٔ ۸۲
ساقی تو مرا سوخته یی من چکنم
شمارهٔ ۸۳
ساقی نظری که جز ترا بنده نیم
شمارهٔ ۸۴
ساقی نظری کز همه دلسوز تریم
شمارهٔ ۸۵
ساقی نظری که مستم و شیدا هم
شمارهٔ ۸۶
ساقی تو بمستیی گواه دل من
شمارهٔ ۸۷
ساقی قدحی ده و دل از غم برهان
شمارهٔ ۸۸
ساقی نظری بعاشق محزون کن
شمارهٔ ۸۹
ساقی قدحی که مست آگاهم من
شمارهٔ ۹۰
ساقی غم دل کجا خورد جان حزین
شمارهٔ ۹۱
ساقی دل من سوخت نظر با من کن
شمارهٔ ۹۲
ساقی هم زخم طعنه شد مستی من
شمارهٔ ۹۳
ساقی نظر لطف دل آرای تو کو؟
شمارهٔ ۹۴
ساقی اگرت ستم مرادست بگو
شمارهٔ ۹۵
ساقی چو مرا عشق تو داغی داده
شمارهٔ ۹۶
ساقی چو خوش آن نفس که زارم بکشی
شمارهٔ ۹۷
ای ساقی جان و سرو آزاد کسی
شمارهٔ ۹۸
ساقی قدحی که میکند غم ستمی
شمارهٔ ۹۹
ساقی قدحی که هست عالم نفسی
شمارهٔ ۱۰۰
ساقی نظری به بینوانیی باری
شمارهٔ ۱۰۱
ساقی قدحی که بیکسان را تو کسی