شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی کهنه و دوست دیرینهاش اشاره میکند و میگوید بدون دختر رز، زندگیاش لذتبخش نخواهد بود. او از ساقی میخواهد که او را به حوریها نرساند، زیرا دلش تنها خواهان همشیرهی رز است که جانش را شیرین میکند.
ساقی می کهنه یار دیرین منستبی دختر رز عیش نه آیین منست
هوش مصنوعی: ساقی، نوشیدنی قدیمیام، دوست دیرینهام است و بدون زیبایی مثل گل، لحظههای شاد زندگیام معنا ندارد.
گو حوریم مده که دل میطلبد « کذا »همشیره رز که جان شیرین منست
هوش مصنوعی: بگو حوریان را به من ندهید، چون دل من چیز دیگری میخواهد. همانی که گلی است و جان من را زنده نگه میدارد.