تناجی
اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۵

ساقی که ز آفتاب رخ مستم کردچون ذره بلند میشدم پستم کرد
بگداخت چو زر زلاف هستیم تمامچون نیست شدم بیک نظر هستم کرد