تناجی
اهلی شیرازی

برگ سیم ده شمشیر است

ای کاهوی تو صید بود صد شیرشخورشید رخت کسی نه بیند سیرش
هر کس که بکوی تو دمی جان گرفتزانجا نتوان راند به ده شمشیرش