شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و غمانگیز شاعر پرداخته و به فقدان امید و دردهای روحی اشاره دارد. شاعر از کاهشی در غم که به او نمیرسد، سخن میگوید و خواستهها و آرزوهای او به دلیل مشکلات و دوری از مرهمها به تحقق نمیرسند. او به تفسیر زشتیها و دردها پرداخته و بیان میکند که لذت و خوشیها نیز در دسترسش نیستند. همچنین، شاعر به ناپایداری و بیمعنی بودن زندگی اشاره میکند و میگوید که تمام تلاشها و آمال او به جایی نمیرسد. در نهایت، او با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به عمق دردهای خود و آرزوهای غیرقابل دسترسیاش میپردازد.
نیست وقتی که به ما کاهشی از غم نرسدنوبت سوختن ما به جهنم نرسد
هوش مصنوعی: زمانی که غمی به ما نمیرسد، یعنی چیزی برای آزار ما وجود ندارد، به جایی نمیرسیم که دچار عذاب شویم.
دوری درد ز درمان نشناسی هشدارکز تپیدن دل افگار به مرهم نرسد
هوش مصنوعی: اگر به دوری و غمهایت عادت کنی و درک نکنیشان، به زودی متوجه خواهی شد که قلبی دردمند دیگر به آرامش نمیرسد و درمانی برای آن وجود ندارد.
می به زهاد مکن عرض که این جوهر نابپیش این قوم به شورابه زمزم نرسد
هوش مصنوعی: از زاهدان نخواه که در برابر این حقیقت، که این جوهر گرانبهاست، سخنی بگوید؛ زیرا این جمع نمیتوانند به ارزش آن پی ببرند و مثل آب وضو نظرشان به آنست.
خواجه فردوس به میراث تمنا داردوای گر در روش نسل به آدم نرسد
هوش مصنوعی: خواجه بهشت را به ارث برده و آرزو دارد که نسل آدمی همچنان ادامه پیدا کند، ولی اگر این نسل به او نرسد، وای بر او.
صله و مزد میندیش که در ریزش عاملاله از داغ و گل از چاک به شبنم نرسد
هوش مصنوعی: هرگز به پاداش و نتیجه کار فکر نکن، زیرا در جریان عمومی زندگی، گلها و لالهها از درد و غم نمیتوانند به زیبایی و تازگی شبنم دست پیدا کنند.
بهره از سرخوشیم نیست دماغم عالی ستباده گر خود بود از میکده جم نرسد
هوش مصنوعی: من از خوشی و سرمستی بهرهای ندارم، چون حال و هوای من بسیار خوب است. حتی اگر خود باده از میکده به سوی من بیاید، باز هم به من نخواهد رسید.
هر چه بینی به جهان حلقه زنجیری هستهیچ جا نیست که این دایره با هم نرسد
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این دنیا مشاهده میکنی، مانند حلقههای زنجیر به هم پیوستهاند. هیچ نقطهای وجود ندارد که این دایرهها به یکدیگر نرسند یا ارتباطی نداشته باشند.
فرخا لذت بیداد کزین راهگذربه کسان می رسد آن کس که به خود هم نرسد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از لذتهای ناشی از بیعدالتی بهرهمند میشود، چون در این مسیر، دچار وضعیتهایی میشود که حتی به خودای خود نیز نمیتواند دست یابد.
هر کجا دشنه شوق تو جراحت باردجز خراشی به جگرگوشه ادهم نرسد
هوش مصنوعی: هر جا که حس شوق تو احساس میشود، تنها جراحتهایی به دل و جان من میزند و هیچ آسیبی به دیگری نمیرسد.
طوبی فیض تو هر جا گل و بار افشاندجز نسیمی به پرستشگه مریم نرسد
هوش مصنوعی: خوشبختی و برکت تو در هر مکانی مانند گل و میوه پخش میشود، اما تنها نسیمی از آن به مکان عبادت مریم نمیرسد.
سوزد از تاب سموم دم گرمم غالبدل گرش تازگی از اشک دمادم نرسد
هوش مصنوعی: عذاب و گرمای طاقتفرسای زندگی باعث رنجش و سوختنم میشود، حتی اگر دلی شاد و تازه داشته باشم، باز هم اشکها و غمها بهطور مداوم به سراغم میآید.