شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق، فراق و وفاداری میپردازد. شاعر به زیبایی و ناز معشوقش اشاره میکند و میگوید که برای به دست آوردنش، حاضر است دل و دین خود را قربانی کند. او همچنین از غم هجران و دشواریهایی که بر او میگذرد، سخن میگوید. شاعر در تبیین زیبایی معشوق، او را فراتر از دیگران توصیف میکند و بیان میکند که در مقام دوستی و دشمنی نمیتواند احساستش را پنهان کند. در نهایت، او از تنهایی و رنج ناشی از فقدان عشق شکایت دارد و درخواست میکند که او را در این حال رها نکنند.
گر چنین ناز تو آماده یغما ماندبه سکندر نرسد هر چه ز دارا ماند
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و ناز تو همچنان در دسترس باشد، هیچ چیز از داراییها به سکندر نخواهد رسید.
دل و دینی به بهای تو فرستم حاشاوام گیر آنچه ز بیعانه سودا ماند
هوش مصنوعی: با کمال تأسف، هرگز محبت و دلم را به بهای تو نمیفروشم. هرگز نمیخواهم چیزی از دست بدهم که در برابر این رابطه کمارزش باشد.
هم به سودای تو خورشیدپرستم آریدل ز مجنون برد آهو که به لیلا ماند
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی تو، چنان به عشق تو دیوانهام که مانند مجنون، دلم دلبسته و امیدوار است. این عشق مرا همانند آهو به یاد لیلا جذبه میکند.
با وجود تو دم از جلوه گری نتوان زددر گلستان تو طاووس به عنقا ماند
هوش مصنوعی: با وجود تو، کسی نمیتواند به زیبایی و جلوهگری بپردازد؛ در باغ زیبای تو، طاووس همانقدر بینصیب است که پرندهای افسانهای مثل عنقا.
شکوه دوست ز دشمن نتوانم پوشیدگر غم هجر چنین حوصله فرسا ماند
هوش مصنوعی: نمیتوانم زیبایی و عظمت دوستی را از دید دشمنان پنهان کنم، چرا که اگر غم جدایی اینقدر طاقتفرسا باقی بماند...
ساز آوازه بدنامی رهزن شدنستآه از آن خسته که از پویه به ره واماند
هوش مصنوعی: صدای بدنامی مانند سازهایی است که به گوش میرسد و فردی را فریب میدهد. ای وای بر آن شخصی که از حرکت و جنبش در راه بازمانده و خسته شده است.
بنده ای را که به فرمان خدا راه رودنگذارند که در بند زلیخا ماند
هوش مصنوعی: اگر کسی در مسیر فرمان خدا گام بردارد، نباید اجازه داد که در دام زلیخا گرفتار شود.
مه به باغ از افق سرو شبی کرد طلوعسرو گفتند بدان ماه سراپا ماند
هوش مصنوعی: ماه در باغ از افق مانند سرو به آرامی طلوع کرد و سرو گفتند که آن ماه تمام زیباییها را دارد.
بعد صد شکوه به یک عذر تسلی نشومکاین چنین مهر ز سردی به مدارا ماند
هوش مصنوعی: پس از بیان صد شکایت، با یک دلیل ساده متأسف نمیشوم؛ چرا که اینگونه عشق از سردی به نرمش و مدارا رسیده است.
در بغل دشنه نهان ساخته غالب امروزمگذارید که ماتمزده تنها ماند
هوش مصنوعی: غالب امروز در کنار دشنهای پنهان شده است، اجازه ندهید که او در حال غم و اندوه تنها بماند.