شمارهٔ ۱۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مژدههایی سخن میگوید که به سوی او میآید، اما از منبع و ماهیت آن مطمئن نیست. او به غم و حالتی خراب اشاره میکند که در این زمان دوستان او در کنار او نیستند و به یاری او نمیآیند. شاعر احساس میکند که حریفانش به مبارزه با او میپردازند و او نیز برای به دست آوردن چیزهای با ارزش، به کمک دیگران نیاز دارد. او به این نکته اشاره میکند که تنها کسانی که در راه حق و طاعت خداوند گام بر میدارند، میتوانند آرزویی واقعی داشته باشند و تأکید میکند که همه چیز به خواست و رضایت خداوند وابسته است. در پایان، شاعر به امید بهبودی و تغییر به سوی زندگی بهتر اشاره میکند.
عجب که مژده دهان رو به سوی ما آرندکدام مژده که آرند و از کجا آرند؟
هوش مصنوعی: عجب است که چه مژدهای به ما میدهند و آن را از کجا میآورند.
ز دوستان نبود خوشنما درین هنگامکه وایه بهر گدای شکسته پا آرند
هوش مصنوعی: در این زمان، دوستان زیبا و دلنشین در اطراف نیستند؛ چرا که فقط به گدایانی که پاهایشان شکسته است، کمک میکنند.
ز غم چنان شده ام مضمحل که اعدا راسزد که گنج گهر بهر رونما آرند
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که دارم، چنان ضعيف و ناتوان شدهام که دشمنان نیز سزاوارند تا با ارزشترین جواهرات خودم را برای نشان دادن به دیگران به نمایش بگذارند.
نه روی خواستن از حق بود جز آنان راکه بنده وار همی طاعتش بجا آرند
هوش مصنوعی: هیچکس به جز آنهایی که با خلوص و بندگی واقعی، اطاعت خدا را انجام میدهند، حق طلب و خواستهای از او ندارند.
نه بی رضای خدا کارها روان گرددسپهر و انجم اگر ساز مدعا آرند
هوش مصنوعی: هیچ کاری در جهان، حتی حرکت ستارهها و سما، بدون رضایت و اجازه خداوند انجام نمیشود، هرچند که دیگران بخواهند عزم و اراده خود را به آن تحمیل کنند.
نماند ساز مرا هیچ نغمه همنفسانجز آن که برشکنندش چو در نوا آرند
هوش مصنوعی: هیچ آهنگی از همنوازیهای من باقی نمانده است، جز آنکه آن را بشکنند وقتی که نوا ببندند.
نخست عمر دگر خواهد از خدا غالباگر نوید پذیرایی دعا آرند
هوش مصنوعی: اگر خدا بخواهد، عمر جدیدی به من خواهد داد و اگر دعا و خواستههایم را بپذیرند، نوید شادی و خوش آمد گویی به من خواهد رسید.