شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و محبت عمیق خود به محبوبش سخن میگوید. او از غم و اندوهی که خاطرش به خاطر دوری و غیبت معشوقش میباشد، ابراز ناراحتی میکند. شاعر به زیبایی محبوب و تأثیری که بر زندگیاش دارد، اشاره میکند و از احساساتش در شبهای تار را بیان میکند. او تصاویری از عشق و زیبایی محبوب را به تصویر میکشد و اعلام میکند که این عشق او را میسوزاند و باعث درد و رنجش میشود. همچنین، او به تنگناهای عشق و شوق به وصال محبوب اشاره میکند و زیبایی و جذابیت او را ستایش مینماید. با استفاده از استعارهها و تشبیهات، شاعر احساساتش را به شکلی عمیق و شاعرانه بیان کرده است.
دوش کز گردش بختم گله بر روی تو بودچشم سوی فلک و روی سخن سوی تو بود
هوش مصنوعی: دیروز که به سرنوشت خود شکایت میکردم، چشمانم به آسمان بود و صحبتهایم به سمت تو معطوف بود.
آنچه شب شمع گمان کردی و رفتی به عتابنفسم پرده گشای اثر خوی تو بود
هوش مصنوعی: آن چیزی که در شب به عنوان شمع تصور کردی و به خاطر آن بر من خرده گرفتی، در واقع نشاندهنده تأثیر وجود خود تو بر من بود.
چرخ کج باخت به من در خم دام تو فگندنعل واژون بلا حلقه گیسوی تو بود
هوش مصنوعی: چرخ زمان به نفع من در دام تو شکست خورد، و نعلهای واژگون نشاندهندهی بلا و مشکلهایی بود که به خاطر گیسوی تو پیش آمد.
دوست دارم گرهی را که به کارم زده اندکاین همانست که پیوسته در ابروی تو بود
هوش مصنوعی: دوست دارم آن گرهای را که به کارم زدهاند، زیرا این همان گرهای است که همیشه در ابروی تو وجود داشته است.
چه عجب صانع اگر نقش دهانت گم کردکو خود از حیرتیان رخ نیکوی تو بود
هوش مصنوعی: چقدر عجیب است اگر سازنده، طرح دهان تو را از یاد برده باشد، در حالی که خود او از حیرت زیبایی چهرهات بوده است.
شب چه دانی ز تو در بزم به خوبان چه گذشتخاصه بر صدرنشینی که به پهلوی تو بود
هوش مصنوعی: شب را چه میدانی که در محفل زیبایان چه بر تو گذشته است، بهویژه در دمی که بر جایگاه نشستهای و آن زیبای خوشنفس در کنارت بوده است.
مردن و جان به تمنای شهادت دادنهم ز اندیشه آزردن بازوی تو بود
هوش مصنوعی: مردن و از جان گذشتن برای دستیابی به شهادت، نتیجهی اندیشه و دلنگرانی برای تو بود.
خلد را از نفس شعله فشان می سوزمتا ندانند حریفان که سر کوی تو بود
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو از نفس خود آتش به راه انداختهام و در این آتش دلم میسوزد تا دشمنان ندانند که دلم در کوی تو است.
روش باد بهاری به گمانم افگندکاین گل و غنچه پی قافله بوی تو بود
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بادی از جانب بهار وزیده و بوی گل و غنچه را به همراه خود آورده که به یاد تو میافتند.
به کف باد مباد این همه رسوایی دلکاخر از پردگیان شکن موی تو بود
هوش مصنوعی: باد به دست نیاوردن این همه رسوایی دل، زیرا که در نهایت، تمام این جنجالها ناشی از زیبایی و دلربایی تو بود.
هم از آن پیش که مشاطه بدرآموز شودنقش هر شیوه در آیینه زانوی تو بود
هوش مصنوعی: قبل از آنکه آرایشگری فنون خود را یاد بگیرد، شکل و نمای هر سبکی در آینهٔ زانوهای تو به نمایش درآمده است.
لاله و گل دمد از طرف مزارش پس مرگتا چهها در دل غالب هوس روی تو بود
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، لاله و گل از سمت مزار او میرویند و نشان میدهند که در دل عاشق، longing و آرزوی دیدن روی تو چقدر وجود داشته است.