شمارهٔ ۲۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر در مورد شادی، غم و ناملایمات زندگی میپردازد. شاعر از بیحالی خود در عدم دستیابی به لذتهای دنیوی صحبت میکند و وقتی به دیگران مینگرد، به این نتیجه میرسد که حتی در داشتن مزایا و خوشیها نیز حقی ندارند. او به زیبایی طبیعت و شادیهای مقطعی اشاره میکند و میگوید که در این دنیای پر از مشکلات و رنجها، واقعاً چه لذتی میتوان برد. شاعری در انتها به عواطف خود پرداخته و به عدم توانایی انسانی در تغییر شرایط زندگی اشاره میکند و استدلال میکند که در این همه رنج بیهوده، چه فایدهای وجود دارد. در نهایت، شعر حسرت و ناامیدی را به تصویر میکشد و به این نتیجه میرسد که وجود انسان در این دنیا در عین زحمت و غم، به شدت تحت تأثیر ناملایمات است.
مرا که باده ندارم ز روزگار چه حظ؟ترا که هست و نیاشامی از بهار چه حظ؟
هوش مصنوعی: من که در این دنیا هیچ خوشی ندارم، چه لذتی میتوانم ببرم؟ و تو که از زندگی و زیباییهای بهار بهرهمند هستی، چه لذتی میجویی؟
خوش ست کوثر و پاکست باده ای که دروستاز آن رحیق مقدس درین خمار چه حظ؟
هوش مصنوعی: خداوند جمعی از نعمتها را در بهشت آماده کرده و بادهای صاف و دلپذیر در آن وجود دارد. در این حالت مستی و خوشی، چه لذتی میتوان از آن برد؟
چمن پر از گل و نسرین و دلربایی نیبه دشت فتنه ازین گرد بی سوار چه حظ؟
هوش مصنوعی: چمن پر از گل و نسرین و زیبایی است، اما در دشت هیچ چیز جذابی نیست، حتی اگر فتنه و آشوبی وجود داشته باشد. چه لذتی از این فضا میتوان برد؟
به ذوق بی خبر از در درآمدن محومبه وعده ام چه نیاز و ز انتظار چه حظ؟
هوش مصنوعی: به خاطر خوشحالی ناشی از بیخبر بودن، به راحتی به درون آمدهام. چه نیازی به وعدهام هست و از انتظار چه لذتی میبرم؟
در آنچه من نتوانم ز احتیاط چه سود؟بدانچه دوست نخواهد ز اختیار چه حظ؟
هوش مصنوعی: اگر من نتوانم در مورد احتیاط کاری انجام دهم، چه فایدهای دارد؟ و اگر چیزی که مورد علاقه دوست نیست را از روی اختیار انجام دهم، چه نفعی در آن هست؟
چنین که نخل بلندست و سنگ ناپیداز میوه تا نفتد خود ز شاخسار چه حظ؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر نخل بلندی وجود دارد و میوهاش به زمین نمیافتد، هرگز از شاخهاش بهره نمیبرند. در واقع این جمله به اهمیت تلاش و دسترسی به امکانات اشاره دارد و میگوید که اگر چیزی را از دست بدهیم، نمیتوانیم از مزایای آن بهرهمند شویم.
نه هر که خونی و رهزن به پایه منصورستبدین حضیض طبیعی ز اوج دار چه حظ؟
هوش مصنوعی: هر کسی که فقط به دنبال خونریزی و دزدی باشد، به مقام و جایگاه منصور نمیرسد. پس از اوج مقام و جایگاهش، در این پایینترین مرتبهی طبیعی چه بهرهای میبرد؟
به بند زحمت فرزند و زن چه می کشییماز این نخواسته غمهای روزگار چه حظ؟
هوش مصنوعی: چرا خود را به زحمت و رنج برای فرزند و همسر میاندازیم؟ از مشکلاتی که از آنها خواستهایم، چه سودی میبریم؟
تو آنی آن که نشانی به جای رضوانممرا که محو خیالم ز کار و بار چه حظ؟
هوش مصنوعی: تو همان کسی هستی که نشانهای به جای بهشت برای من هستی؛ من به قدری در خیالت غرق شدم که دیگر به کارها و مشغلههایم توجهی ندارم.
به عرض غصه نظیری وکیل غالب بس«اگر تو نشنوی از ناله های زار چه حظ؟»
هوش مصنوعی: اگر تو از نالهها و دردهای من بیخبر باشی، چه لذتی در این امور برای تو وجود دارد؟