بخش ۲۰ - داستان پلاطُس
هوش مصنوعی: داستان به پلاطس و وقت مسیح اشاره میکند. در این زمان یهودیان از مسیح دور شده و یکی از آنان او را به پلاطس معرفی میکند. پس از محاکمه مسیح و دستگیریاش، ۱۲ حواری از او باقی میمانند. دو نفر از آنان به نامهای ادنی و متی به روم میروند.
ادنی به عنوان پزشک به درگاه پلاطس میآید و ادعا میکند که میتواند بیماران را درمان کند. پس از یک هفته، بیمارانی بسیاری به درگاه پلاطس میآیند و ادنی با موفقیت آنان را درمان میکند، که نتیجهاش محبوبیت او و پاداشهای فراوان است.
اما یک روز جوانی از نزدیکان پلاطس میمیرد و پلاطس ناراحت میشود. متی به ادنی میگوید که نباید بیتجربگیاش را بپذیرد و از او خواهش میکند که جوان را به زندگی برگرداند. ادنی موافقت میکند و با متی همپیمان میشوند تا جوان را زنده کنند.
ادنی با قدرت خدایی توانست جوان را زنده کند و همه به دین مسیح درآمدند. این داستان به تأثیر پیام مسیح و گسترش دین او در روم اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه با اراده و ایمان، معجزات و تغییرات بزرگی امکانپذیر است.
دگر داستان پلاطُس به رومکه خون مسیح از بنه داشت شوم
هوش مصنوعی: داستان دیگری از پلاطس در روم وجود دارد که در آن، خون مسیح عواقب ناخوشایندی را به همراه دارد.
ز کردار او بازگویم نشانیکی قیصری بود بر سرکشان
هوش مصنوعی: از رفتار او چیزی میگویم که نشانی از سلطنت و قدرتی بزرگ دارد و او بر فرمانروایان برتری دارد.
بدانگه که آشفته شد بر زمینگروه یهود از مسیح گزین
هوش مصنوعی: زمانی که گروهی از یهودیان به خاطر مسیح دچار آشفتگی و پریشانی شدند، بر زمین نگران و آشفته به فعالیت پرداختند.
یکی ناسزا گفت از او هر کسیز دیدار ایشان نهان شد بسی
هوش مصنوعی: شخصی به یکی دیگر بیاحترامی کرد و به همین دلیل، بسیاری از کسانی که او را میدیدند از ترس یا شرم، پنهان شدند.
یهودا مر او را بدیشان نمودکه یار مسیح گرانمایه بود
هوش مصنوعی: یهودا او را به آنها نشان داد و گفت که او دوست ارزشمند مسیح است.
چو در کار عیسی برفت آنچه رفتسوی آسمان بُرد یزدانش تفت
هوش مصنوعی: هنگامی که در کار عیسی (ع) اتفاقاتی رخ داد، خداوند آنچه را که لازم بود به آسمان برد.
بماندند از آن پاکتن بر زمینده و دو تن از کارزاران کین
هوش مصنوعی: از آن جنگجویان پاکنفس، تنها ده و دو تن بر زمین باقی ماندند.
که خوانی حواری همی نامشانز شمعون برآمد همه کامشان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نام حواریون از شمعون برآمده و آنها همه خواستهها و آرزوهای خود را به دست آوردند. شمعون به عنوان یک الگو و نماد در اینجا نمایانگر موفقیت و تحقق آرزوهاست.
به کین مسیحا نیاز آمدشز هر سو سپاهی فراز آمدش
هوش مصنوعی: برای مقابله با دشمنانی که بر او حمله کردهاند، یاری و حمایتی همچون مسیحا در هر نقطه به او رسید و آماده نبرد شد.
ده و دو هزار از جهودان بکشتبرفت از جهان نیز و بنمود پشت
هوش مصنوعی: ده و دو هزار نفر از یهودیان را کشت و از این جهان رفت و پشت سر خود را نشان داد.
بماندند ده تن ز یاران اوگزینان و [ا]ز رازداران او
هوش مصنوعی: ده نفر از یاران و رازداران او همچنان باقی ماندند.
از ایشان دو تن سوی روم آمدندنهانی بدان مرز و بوم آمدند
هوش مصنوعی: دو نفر از آنها به سوی روم آمدند و به طور پنهانی به آن سرزمین و سرزمینهای دیگر رسیدند.
یکی آن گزیده که ادنیش نامجوانی هشومند و مردی تمام
هشومند یعنی هوشمند و دانا
وگر نامِ دیگر بجویی ز منمتی مرد و کل آن سر انجمن
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نام دیگری از من باشی، مانند مرگ است و تمامی افرادی که در جمع هستند، به همین ترتیب خواهند بود.
سگالش چنین بود با یکدگرکه از ما نباید که دارد خبر
هوش مصنوعی: آنها با یکدیگر صحبت میکردند که نباید از ما اطلاعی داشته باشند.
نهان گشت متّی و ادنی برفتبه نزد پلاطس خرامید تفت
هوش مصنوعی: گم شد متی و نزدیک شد به پلاطس، به آرامی و نرمی حرکت کرد.
بدو خویشتن را پزشکی نمودهمی در پزشکی سخن برفزود
هوش مصنوعی: او در زمینه پزشکی به خود درمانی میپردازد و به همین دلیل سخن از علم پزشکی را زیاد میکند.
پلاطس بفرمود تا پیشکاریکی انجمن کرد هنگام بار
هوش مصنوعی: پلاطس دستور داد تا خدمتکاری یک جلسه برگزار کند و هنگام باراندازی حاضر شود.
بزرگان آن شهر کردند گردهمانا فزون آمد از شصت مرد
هوش مصنوعی: در آن شهر بزرگانی گردهم آمدند و تعداد آنها از شصت نفر بیشتر شد.
چو ادنی ز کار پزشکی سخنبرآورد، خیره بماند انجمن
هوش مصنوعی: وقتی کسی که دانش کمی در زمینه پزشکی دارد، در مورد آن صحبت کند، جمع حاضر به حیرت و تعجب میافتد.
پراگنده گشتند و درماندندهمی هر کسی جادوش خواندند
هوش مصنوعی: همه پراکنده شدند و در سختی و سردرگمی قرار گرفتند و هر کسی به نوعی سعی کرد به کمک جادو و سحر خود چارهای برای مشکل پیدا کند.
چنان گشت ادنی به نزدیک شاهکه هزمان فزودش یکی پایگاه
هزمان مخفف هرزمان است.
بزرگان از ادنی به درد آمدندیکایک بر شاه گرد آمدند
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و برجسته، به مشکلات و دردهای کوچکترها توجه کردند و بهطور جداگانه به سوی پادشاه رفتند.
که ادنی سخن خیره رانَد همیپزشکی به دانش نداند همی
هوش مصنوعی: بعضی از افراد با صحبتهای سطحی و بیمناسبت میتوانند دیگران را به اشتباه بیندازند، حتی اگر به دانش و موضوع مورد نظر آگاهی نداشته باشند.
نه دارو شناسد نه درمان، نه دردتو ای شاه، گرد فریبش مگرد
هوش مصنوعی: نه دارویی برای تو شناخته شده است و نه درمانی وجود دارد، ای شاه، در دام فریب او نیفت.
بدو گفت ادنی که شاه بزرگسخنهای بیدانشان سترگ
هوش مصنوعی: ادنی به او گفت که شاه بزرگ، سخنانش از کسانی که دانش کافی ندارند، بزرگ و پر زرق و برق است.
نگیرد، کند بنده را آزمونبه دردی که باشد ز باد و ز خون
هوش مصنوعی: آزمون و امتحان برای بنده هیچ تأثیری ندارد، چه دردی که ناشی از باد باشد و چه دردی که ناشی از خون باشد.
بفرمای تا هرچه کرّ است و کوراگر پای سست است و اندام شور
هوش مصنوعی: بفرمایید تا هر چیز ناتوان و ناتوانی که هست، اگر پاهایی ضعیف و بدنی بیقرار دارند، کنار بروند.
اگر هست ده ساله بیمار ریشاز این شهر وز کشور آرند پیش
هوش مصنوعی: اگر ده سال است که در این شهر و کشور بیمار هستی، پس ریش تو را به اینجا بیاورند.
اگر من به یک ماه نیکو کنمتن خویشتن را بیآهو کنم
هوش مصنوعی: اگر من به زیباییهای یک ماه نگاهی کنم، احساس آرامش و سکون در وجودم ایجاد میشود.
وگرنه که یابد ز قیصر گریزبیکبارگی خون ادنی بریز
هوش مصنوعی: اگر چنین نباشد، ممکن است که از دست قیصر فرار کند و به یکباره خون کمارزشتری ریخته شود.
برآمد منادیگری گرد شهرکه هر کس که او دارد از رنج بهر
هوش مصنوعی: آوای منادی از گوشه و کنار شهر بلند شد که هر کسی که از زخم و درد رنج میبرد، به سوی او بیاید.
سراسر به درگاه شاه آوریدبدین مایهور بارگاه آورید
هوش مصنوعی: همه چیز را به حضور شاه بیاورید و با این امکانات، بارگاه او را زینت دهید.
که ادنی همه کرد خواهد درستبه درمان همی درد خواهیم شست
هوش مصنوعی: کسی که از تمام افراد پایینتر است، به راحتی میتواند به درمان درد ما کمک کند و ما هم به او اعتماد داریم.
نخواهد ز کس مزد این پاکرایهمی چشم دارد به مزد خدای
هوش مصنوعی: او از کسی پاداش نمیطلبد و فقط به پاداش خداوند امیدوار است.
به یک هفته آمد به درگاه شاهز بیمارِ بی مر، فزون از سپاه
هوش مصنوعی: در مدت یک هفته، گروهی از بیماران به نزد شاه آمدند که تعدادشان بیشتر از سربازان بود.
سرِ ماه از آن لشکر دردمندبپردخت و برکس نیامد گزند
هوش مصنوعی: سر ماه از آن لشکر دردمند بپردخت و بر کس نیامد گزند
این بیت به این معناست که با طلوع ماه روشن، لشکری که در درد و رنج است، آسیب و گزندی به کسی نمیزند و بر کسی ضرری نمیرساند. در واقع، زیبایی و نیکیای که با ظهور ماه همراه است، برای آن لشکر دردمند، مایه آرامش و امنیت میشود.
از ادنی همه روم شد شادکامبه پیش پلاطس برافروخت نام
هوش مصنوعی: از کمارزشترین افراد، با دلی شاد و خرم به سوی پلاس دیدار کرده و نامم را روشن و بر افرازیدم.
بدانست ک»ادنی» کشیدهست رنجبسی خلعتش داد و دینار و گنج
هوش مصنوعی: میدانست که برای رسیدن به این مقام، زحمتهای زیادی کشیده است، به همین خاطر به او پاداشهای بیشماری از جمله لباسهای زیبا و پولهای زیاد داد.
پزشک پلاطس شد و همنشستهمیساخت دیندار با بتپرست
هوش مصنوعی: پزشکی مانند افلاطون شد و در کنار او شخصیتهای دیندار و بتپرستان را شکل و سامان میدهد.
تو را سازگاری رساند به کامخنک هر که را سازگار است نام
هوش مصنوعی: اگر کسی قابلیت سازگاری داشته باشد، به نهایت رضایت و آرامش میرسد.
که یکچند بگذشت از این روزگارجوانی گرامی برِ شهریار
هوش مصنوعی: زمان زیادی از دوران جوانی ارزشمند یک پادشاه گذشته است.
که همزاد او بود و پیوند اوبر او مهرش افزون ز فرزند او
هوش مصنوعی: او که همزاد و همراه او است، محبتش به او بیشتر از محبت فرزندش به اوست.
به سکته یکی روز ناگه بمردپلاطس به خواری و غم دست برد
هوش مصنوعی: یک روز ناگهان، شخصی به نام پلاطس به دلیل ناراحتی و غم به زمین افتاد و جان سپرد.
همه جامهٔ قیصری کرد چاکپراگند بر تاج و بر تخت خاک
هوش مصنوعی: همه لباسهای سلطنتی را پاره کردند و بر تاج و بر تخت خاک نشاندند.
چو بشنید متّی به درگاه شدچو بیگانه اندر بر شاه شد
هوش مصنوعی: وقتی متی صدای صحبت را شنید، به درگاه آمد و مانند یک بیگانه در برابر پادشاه قرار گرفت.
به ادنی چنین گفت کای نابکارغمان از تو بیند همی شهریار
هوش مصنوعی: به پایینترین افراد چنین گفت: ای بدکار، شهریار از تو همیشه غم و اندوه میبیند.
از این سان جوانی تو دادی به بادوگرنه نبودش به دل مرگ، یاد
هوش مصنوعی: Tu جوانیت را بیهوده هدر دادی و اگر این طور نبود، دل تنگی و یاد مرگ را نمیکشیدی.
چو دانش ندانی و درمان و دردبه گردِ درِ پادشاهان مگرد
هوش مصنوعی: اگر علم و دانش ندارید و نمیتوانید درد و درمان را تشخیص دهید، به دور پادشاهان نگردید.
بدو گفت ادنی که یافه مگویبدین راهِ بیداد خیره مپوی
هوش مصنوعی: برو به آن نزدیکتر بگو که در این راه نادرست به بیخود شدن ادامه نده.
که جاوید کس زندگانی نجستهر آن کس که زاید بمیرد درست
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنیا میآید، سرانجام میمیرد و هیچ کس نمیتواند از این حقیقت فرار کند. زندگی جاودانی برای هیچکس وجود ندارد.
بدو گفت متّی که ای بدگمانبه پیری نهادهست یزدان، زمان
هوش مصنوعی: متی به او گفت: ای بدگمان! خداوند زمان را به پیری گذاشته است.
ز خواب و خورش مرد گردد تباهبه دانش توان داشت مردم نگاه
هوش مصنوعی: اگر انسان از خواب و خوراک غافل باشد، زندگیاش تباه میشود، ولی با دانش و آگاهی میتواند بر اوضاع خود تسلط داشته باشد و به دیگران نیکنگری کند.
تو را چون نبودهست دانش تمامتبه کردی او را و شد کار، خام
هوش مصنوعی: تو به خاطر نداشتن دانش کامل، او را به بیراهه بردی و نتیجهاش شد این که کارها به هم ریخت و نابود شد.
چو دانش نیاموزی از دانشیهمی لاجرم خیره مردم کشی
هوش مصنوعی: اگر درسی نیاموزی و از دانش بیبهره بمانی، ناگزیر باعث گمراهی و زیان مردم خواهی شد.
مرا این مسیح پیمبر نمودتو گفتی که او خود پیمبر نبود
هوش مصنوعی: من را این مسیح راهنمایی کرد و تو گفتی که او خودش پیامبر نبود.
چو خستو شوی تو بدان رهنمایکنم زنده این را به نام خدای
هوش مصنوعی: زمانی که به آرامش و راحتی دست یابی، تنها میتوانم با نام خدا تو را به زندگی جدیدی هدایت کنم.
هم اکنون از این خاک بردارمشبه یک هفته نزدیک شاه آرمش
هوش مصنوعی: همین حالا میتوانم او را از این زمین بردارم و در یک هفته، نزدیک شاه او را آرام کنم.
بدو گفت ادنی که همداستانشدم با تو یک ره بدین داستان
هوش مصنوعی: به او گفتم که من هم با تو همنظر و همراستا شدهام، تا در این ماجرا یکسفره حرکت کنیم.
اگر تو همی مرده زنده کنیسزا گشت ما را که بنده کنی
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی مردهای را زنده کنی، پس سزاوار است که ما را هم به بندگی خود درآوری.
نخستین کسی کاندر آید به دینمنم و آن گهی شهریار گزین
هوش مصنوعی: اولین کسی که به دین من وارد میشود، خود من هستم و سپس کسی است که به عنوان پادشاه انتخاب میشود.
دگر پاک دستور و این سرورانبه تو بگرویم از کران تا کران
هوش مصنوعی: همچنان که دیگران از تو فرمانبرداری میکنند، ما نیز از این سروران بیهیچ فرقی در هر نقطهای از این سرزمین تسلیم تو خواهیم بود.
کنارنگ گفتند و قیصر بنیزکه اکنون بهانه نماندهست چیز
هوش مصنوعی: کنارنگ گفتند و قیصر به ناز گفت که حالا هیچ دلیلی برای تأخیر باقی نمانده است.
گر این زنده گردد همه بگرویمبه راهی که پویی بر آن ره رویم
هوش مصنوعی: اگر این زنده شود، همه ما به دنبال راهی خواهیم رفت که تو بر آن قدم میگذاری.
ببستند پیمان و متّی برفتمر آن مرده را از میان برگرفت
هوش مصنوعی: پیمانی بسته شد و متی (شخصی) به سراغ مرده رفت و او را از وسط جمع بیرون آورد.
سوی کاخ آن تنّ مرده بشستبه درمان به یک هفته کردش درست
هوش مصنوعی: به سمت کاخ، آن بدن مرده را شستند و در عرض یک هفته به حالت درست و سالمی برگرداندند.
به هشتم سوی قیصر آمد دوانجوان با وی و روی با ارغوان
هوش مصنوعی: جوانی به سمت قیصر (امپراطور) آمد و به سرعت در حال حرکت بود و در کنار او، رنگ رویش مانند گل ارغوانی بود.
بدو بگرویدند و بر دین اوگرفتند از او راه و آیین او
هوش مصنوعی: آنها به او ایمان آوردند و راه و روش او را اختیار کردند.
همه روم دین مسیحا گرفتزن و مرد راه سکوبا گرفت
هوش مصنوعی: در سراسر روم، همه به آیین مسیح پیوستند و زنان و مردان در این مسیر به حرکت درآمدند.
چو خواهد که کاری بباشد خدایبه اندکترین مایه آید بجای
هوش مصنوعی: هرگاه خدا بخواهد کاری انجام شود، با کمترین امکانات نیز آن کار محقق میشود.
همی دین فرزند مریم فزودبدان تا نگونسار گردد جهود
هوش مصنوعی: فرزند مریم، معروف به عیسی، باعث افزایش دین و ایمان در جامعه میشود، به گونهای که یهودیان دچار زوال و سقوط خواهند شد.
شد این داستان، داستانی دگرفرستاد زی خسرو دادگر
هوش مصنوعی: این ماجرا به یک داستان دیگر تبدیل شد و از خسرو دادگر پیام جدیدی فرستاده شد.