بخش ۲۴ - اسب چهرگان
هوش مصنوعی: در این متن، داستان سکندر مقدونی روایت میشود که به گروهی از مردم میرسد و تلاش میکند زبان آنها را بفهمد. او از خداوند یزدان طلب میکند که زبان این مردم را به او بیاموزد تا از رازهای آنان آگاه شود. پس از پیاده شدن از اسب، سکندر به سخنان آنها گوش میدهد و متوجه میشود که آنها از ماهیها، تخم گیاه و میوه تغذیه میکنند. یکی از آنها اشاره میکند که در گروه آنها شخصی دانا وجود دارد که میتواند به سکندر کمک کند تا روزهای خوب و بد را بشناسد و از وقایع سال آینده آگاه باشد. سرانجام، سکندر و همراهانش تصمیم میگیرند به سمت کوه رفته و آن پیر دانا را ملاقات کنند تا از دانش او بهرهمند شوند.
سرِ ماه پیش گروهی رسیدکز آن سان دگر آدمی کس ندید
هوش مصنوعی: گروهی به پیشانی ماه نزدیک شدند که هیچ کس دیگری را مانند آن ندید.
سرِ اسب و آواز مرغان خُردسکندر همه دل بدیشان سپرد
هوش مصنوعی: سردار سکندر در مقابله با سرسختی و چالشها، خود را در آغوش صدای پرندگان و زیباییهای طبیعت رها کرده و دل به آنها سپرده است.
بدان تا بداند زبانشان مگربسی رنج دید و ندید ایچ بر
هوش مصنوعی: بدان که زبان آنها تا چه اندازه درد و رنج کشیده است، حتی اگر چیزی ندیده باشند.
نه کس ترجمان یافت اندر میاندژم گشت از او خسرو رومیان
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست در میان غم و اندوه، معنی او را درک کند و از همینرو خسرو رومیها دچار ناراحتی شد.
چو شب تیره شد پیش یزدان به پایهمی گفت کای داور رهنمای
هوش مصنوعی: وقتی شب تاریک شد، به پیش خداوند ایستاده میگوید: ای داور، ای راهنمای من.
سزد گر بیاموزی آوازشانمرا، تا شوم آگه از رازشان
هوش مصنوعی: اگر بیاموزی صدایشان را به من، سزاوار است تا از رازهایشان باخبر شوم.
ز من بنده گفتار ایشان مپوشبود کآگهی یابم از کار کوش
هوش مصنوعی: نکنه به حرفهای آنها گوش ندهی، زیرا میخواهم از کار و تلاش آنها آگاه شوم.
چو گسترد بر دشت، خورشید، فرسراسر زمین گشت همرنگ زر
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید در آسمان پخش میشود، تمام زمین به رنگ طلا درمیآید.
سکندر بیامد به دیدارشانهمان گاه دریافت گفتارشان
هوش مصنوعی: سکندر به دیدار آنها آمد و در همان زمان سخنانشان را شنید.
بدانست کایزد گشادهست رازفرود آمد از اسب و بردش نماز
هوش مصنوعی: او متوجه شد که کسی که راز را فاش کرده است، برای احترام و شکرگزاری از اسب خود پیاده شد و به نماز پرداخت.
همی گفت کای پاک فریادرسدرِ بسته نگشایدم جز تو کس
هوش مصنوعی: او میگوید: ای یاری که همیشه پاک و بینظیری، هیچ کس جز تو نمیتواند درِ بسته را برایم باز کند.
بپرسید از ایشان ز کار خورشکه چون است و از چیست این پرورش
هوش مصنوعی: از آنها دربارهٔ کار خورشید پرسیدند که این روند چگونه است و از چه چیزی نشئت میگیرد؟
چنین داد پاسخ کسی ز آن میانکه ما را خورش هست از این ماهیان
هوش مصنوعی: کسی از میان آنها پاسخ داد که ما مثل این ماهیها در دل دریا خورشید داریم.
ز تخم گیاه و ز میوه خوریمچو یابیم از این هر سه برنگذریم
هوش مصنوعی: ما از جوانهها و میوهها تغذیه میکنیم و هر وقت که از این دو بهرهمند شویم، به هیچ چیز دیگر فکر نمیکنیم.
بدو گفت کاندر میان گروهیکی مرد یابیم دانش پژوه
هوش مصنوعی: او گفت: "بیا ببینیم در بین این جمع، آیا میتوانیم یک مرد با دانش و پژوهش پیدا کنیم."
که بشناسد او روز نیک از گزندبداند شمار سپهر بلند
هوش مصنوعی: کسی که بتواند روزهای خوب را از آسیبهای بد تشخیص دهد، تعداد روزهای آسمان بلند را میشناسد.
وُ پیری هشومند با فرّهیکه دارد ز شاهان پیش آگهی
هوش مصنوعی: نیکروزگاری با دانایی و شناخت از مقام و ویژگیای که دارد، از پادشاهان جلوتر است و برتری دارد.
چنین داد پاسخ که ایدر کسینیابی که دارد ز دانش بسی
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که در اینجا کسی را نمیتوانی پیدا کنی که از علم و دانش بسیار برخوردار باشد.
مگر آن که ایدر ز یک روزه راهیکی دانشی هست همچهر شاه
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شاید تنها با یک روز تمرین و تلاشی مستمر، فردی بتواند به دانش و تواناییهایی دست پیدا کند که او را مانند یک پادشاه در جایگاهش قرار دهد. یعنی تلاش و پشتکار میتواند به افراد کمک کند تا به مقامهای عالی و دانشهای ارزشمندی برسند.
هشومند پیری مهانش به نامهمانا بیابد از او شاه کام
هوش مصنوعی: پیر دانا و بزرگ با نام خود، از وی به راستی شاهی خوشبخت و موفق به دست میآورد.
یکی خانه کردهست بر تیغ کوهگزیده جدایی و دور از گروه
هوش مصنوعی: کسی در بالای کوه خانهای ساخته است که از جمع و دوری دیگران جدا افتاده است.
ز گنجی فزون آیدش خواستههمه کار او خوب و آراسته
هوش مصنوعی: از گنجی که بیشتر از نیازش دارد، خواستههای او تمام کارهایش را خوب و مرتب میکند.
همه بودنیها بگوید درستبه دانش بر او کس فزونی نجست
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که وجود دارند را به درستی بر اساس علم و دانش بیان کن، زیرا هیچ کسی در دانش و فهم از او برتری ندارد.
سرِ سالِ نو ما همه همگروهاز ایدر بتازیم تا تیغِ کوه
هوش مصنوعی: در آغاز سال جدید، ما همه با هم به سمت جلو میرویم و تا قله کوه تلاش میکنیم.
بر آن پیرِ دانا ستایش کنیمفراوان مر او را نیایش کنیم
هوش مصنوعی: از آن دانشمند کهن به خوبی یاد می کنیم و بسیار او را مورد ستایش و احترام قرار می دهیم.
هر آنچ اندر آن سال خواهد رسیدسراسر کند پیر، ما را پدید
هوش مصنوعی: هر چیزی که در آن سال در نظر گرفته شود، به طور کامل توسط پیر به ما نمایان خواهد شد.
درستی و بیماری و نیک و بدفراخی و تنگی که ما را رسد
هوش مصنوعی: هر آنچه که برای ما پیش میآید، از جمله خوبی و بدی، سلامتی و بیماری، فراوانی و کمی، نتیجهای از تقدیر و سرنوشت است.