بخش ۵۶ - نکوهش شاه چین سپاه خویش را
هوش مصنوعی: در این متن، یک فرمانده با لشکر خود به جنگ و مصیبتهای دشمنان اشاره میکند و میگوید که دشمنان باید به کوهها بروند. او از ترس و ناتوانی دشمنان گلایه کرده و اشاره میکند که وقتی در جنگ هستند، چگونه باید شجاعت نشان دهند. سپس به توصیف یک دیو وحشتناک میپردازد که هنگامی که به میدان جنگ میآید، همه میلرزد. دیو دارای ظاهری زشت و خطرناک است و به نظر میرسد که توان مقابله با او برای دشمنان بسیار سخت است. او همچنین از ویژگیهای جسمانی و رزمآوری دیو صحبت میکند و به ترس و اضطراب در دل دشمنان تأکید میکند.
بر آشفت و با لشکر خویش گفتکه درد و غمان با شما باد جفت
هوش مصنوعی: او به خشم آمد و با سپاه خود گفت که غم و اندوه همراه شما باشد.
همه دشمنان را بَرَم سوی کوهچو سوی صف آیم همه همگروه
هوش مصنوعی: هر زمان که به سمت دشمنان میروم، آنها را مانند کوه میبینم و وقتی به صف میآیم، همه با هم متحد و یکدست به نظر میرسند.
ز دشمن گریزان، شما چون رمههمه توده گردیده پیشم همه
هوش مصنوعی: شما مانند گوسفندانی هستید که از دشمن میگریزید و به دور من جمع شدهاید.
چو در جنگ، زهره چنین داشتیدز نیواسب وز من چه کین داشتید؟
هوش مصنوعی: وقتی در میدان نبرد اینطور شجاعت و دلیری از نیو اسب نشان دادید، از من چه انتظاری داشتید؟
همی بود بایست برجای خویشبه نزدیک جفت دلارای خویش
هوش مصنوعی: باید در کنار عشق خود، همیشه ثابت و پایدار بمانم.
زنان شبستان بهند از شمابدین داستانی نهند از شما
هوش مصنوعی: زنان شبستان هند به زیبایی و دلربایی شما اشاره میکنند و در داستانهایشان از شما یاد میکنند.
کنارنگ گفتند کای شهریاربه تندی زبان را تو رنجه مدار
هوش مصنوعی: کنارنگ گفت: ای پادشاه، مراقب باش که به زبان خود سخت نگیری و دیگران را آزار ندهی.
هماورد ما گر بُدی آدمیاز این رزم هرگز که گشتی غمی؟
هوش مصنوعی: رقیب ما انسانی است که از این نبرد هرگز غمگین نشد.
چو آن دیو دوزخ برآرد غریوبلرزد همی هفت اندام دیو
هوش مصنوعی: وقتی آن دیو دوزخ فریاد بزند، تمام اندام هفتگانهاش به لرزه درمیآید.
درختیست گویی هر انگشت اوبه درد دل از چهرهٔ زشت او
هوش مصنوعی: درختی وجود دارد که هر شاخهاش نمایانگر درد و غم است، همانطور که چهرهاش زشت و ناخوشایند است.
چو او را ببینیم در دشت جنگبیفتد همی تیغ و زوبین ز چنگ
هوش مصنوعی: وقتی او را در میدان جنگ ببینیم، چنگالهای دشمن و نیزهها به زمین میافتند.
نه با اسب او اسب جوشد همیبپرّد روان چون خروشد همی
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که او با اسبش به سرعت و قدرت در حال دویدن است، به طوری که حرکتش شبیه به صدای خر و خروشی است. او در این لحظه از انرژی و شتاب زیادی برخوردار است.
نمایید، گفت، از سپاهش به مننشان سلیح و کلاهش به من
هوش مصنوعی: او گفت که از لشکرش چیزی به من نشان دهید، مانند زره و کلاهی که بر سر دارد.
که من چون مر او را ببینم ز دورکنم کرکسان را بر این دشت سور
هوش مصنوعی: زمانی که من او را از دور ببینم، کرکسها را از این دشت دور میکنم.
یکی گفت آن کس که پیش سپاهسواری فگندهست و کرده تباه
هوش مصنوعی: کسی گفت که آن فردی که در برابر سپاه سوار شده است، خود را به خطر انداخته و با کارهایش را تباه کرده است.
ز خون جوشن و تیغ او لاله رنگدهان و لبانش چو کام نهنگ
هوش مصنوعی: به رنگ خون زره و شمشیر او، لبها و دهانش مانند لالهای است که به رنگ قرمز درآمده و حالتی بزرگ و پر دهان مانند نهنگ دارد.
بر آن دشت کاو اسب تازد همیتو گویی همی گوی بازد همی
هوش مصنوعی: در آن دشت که اسب می تازد، به نظر میرسد که گویی گویا حرفی بر میگرداند.
به چشمش نیاید همی رزم، هیچبه بازی و ناورد دارد بسیچ
هوش مصنوعی: او هرگز در میدان جنگ هیچ رزم و نبردی را نمیبیند، بلکه به بازی و نبردهای بیمقدار مشغول است.