بخش ۷۰ - گفتگوی پدر و پسر در بزم
هوش مصنوعی: در آن شب، پادشاه جشنی برپا کرد و با نغمه نوشیدنیها به یاد پسرش، از روی او شادمان بود. هرچند که فرزندانش در نظر او زیبا نبودند، اما صورت پسرش را چون بهشت میدید. وقتی مهمانان مست شدند، پسر به پدر گفت که نگران نباشد و او میتواند از شر ناقدان و دشمنان برآید. او نقشهای پیشنهاد کرد تا از کوهها عبور کرده و به دشمن حمله کنند. پادشاه از این فکر خوشحال شد و دستور داد نیمی از ثروت و سپاه خود را به پسرش بدهد، زیرا او سالار نبرد با چین بود. بزرگان نیز او را ستودند و سپس پادشاه شبانه به کوش، دلاور خود، وسایل و ثروت را سپرد و گروهی به سمت چین فرستاد تا به لشکر پیوسته و آماده نبرد شوند.
همان شب یکی بزمگه ساخت کوشبرآمد خروشیدن نای و نوش
هوش مصنوعی: در همان شب، محل جشن و شادمانی به وجود آوردند و صدای نای و نوشخواری به گوش رسید.
به روی پسر جام می کرد یادبه دیدار و رویش همی گشت شاد
هوش مصنوعی: پسر به یاد او جام می نوشید و دیدن چهرهاش او را خوشحال میکرد.
اگر چند فرزند را روی زشتبه چشم پدر روی او چون بهشت
هوش مصنوعی: اگر چند فرزند چهرههای نازیبایی داشته باشند، پدر همچنان آنها را زیبا و شگفتانگیز میبیند، همانطور که بهشت در نظر انسان زیباست.
چو سرمست گشتند گُردان ز میبه فرزند گفت ای گو نیک پی
هوش مصنوعی: وقتی گردان و جنگاوران مست از شراب شدند، به فرزندش گفتند: ای فرزند نیکوکار، این راز را به خوبی بفهم.
چه نیرنگ سازیم با آتبینکز او تنگدل گشت شاه زمین
هوش مصنوعی: چه فریبی میتوانیم برای آتشسوزانی آماده کنیم که باعث دلزردی و غمگینی فرمانروای زمین شده است؟
چنین داد پاسخ که شاها، تو دلاز این کار غمگین مدار و خجل
هوش مصنوعی: او به شاه پاسخ داد که نگران یا خجل نباش، دل خود را از این موضوع غمگین نکن.
من این رنج بردارم از شهریاراز این ناسپاسان برآرم دمار
هوش مصنوعی: من این درد و رنج را از پادشاه تحمل میکنم و به خاطر این ناسپاسها به زودی انتقام خواهم گرفت.
که ایشان بر آن کوهپایه بَرندندارند راهی کز او بگذرند
هوش مصنوعی: آنها بر روی دامنه آن کوه هیچ راهی ندارند که بتوانند از آن عبور کنند.
یکی راه دارند بر تیغ کوهکه دیو از گذشتن بماند ستوه
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که تنها یک مسیر بر فراز کوه وجود دارد که آنقدر دشوار و خطرناک است که حتی دیوها نیز از عبور از آن خسته و ناامید میشوند.
به ماچین کشد، تنگ و دشوار راهنیاید به کار اندر آن جا سپاه
هوش مصنوعی: اگر کسی با ما به دشواری و سختی رفتار کند، سپاهی از نیروها را نمیتوانیم به آنجا بفرستیم.
اگر شاه گیتی بفرمایدمبه یاری یکی لشکر آرایدم
هوش مصنوعی: اگر پادشاه جهان از من بخواهد، من آمادهام که برای او، لشکری به پا کنم.
برآرم پیاده برآن تیغ کوهبدارم برآن ره گروهاگروه
هوش مصنوعی: من قدم برمیدارم به سوی آن قلهی کوه و گروهگروه انسانها را در آن راه مینشانم.
بدان تا به ماچین نیابند راهز بالا درآرم بر ایشان سپاه
هوش مصنوعی: بدان که اگر دشمنان نتوانند ما را از راههای دیگر شکست دهند، من به یاری آنها نیرو و لشکری را از بالای قله میآورم.
به شمشیر بردارم او را ز جایهمه کوه سر بینی و دست و پای
هوش مصنوعی: با شمشیر او را از جای خود بلند میکنم، همانطور که کوههای بلند را میبینم، او را نیز به همین اندازۀ بزرگ و محکم خواهیم کرد.
ز گفتار او شاه چین شاد گشتدلش گفتی از دشمن آزاد گشت
هوش مصنوعی: شنیدن سخنان او دل شاه چین را شاد کرد و انگار از قید و بندهای دشمنی آزاد شده است.
بدو گفت رای تو آباد باددل دشمن از تو به فریاد باد
هوش مصنوعی: او به او گفت: اميدوارم دل تو در آرامش باشد و دشمن تو همیشه نگران و ناآرام بماند.
همان گه به بهمرد فرمود شاهکه یک نیمه از ساز و گنج و سپاه
هوش مصنوعی: در آن زمان، پادشاه به مردی گفت که نیمی از داراییها و سپاه خود را به او بدهد.
ز اسبان و از ریدکان سرایز خرگاه وز خیمه و چارپای
هوش مصنوعی: از اسبان و ریدکان، از خرگاه و خیمه، و از چهارپایان.
ز هرچیز کز چین بیاوردهایمز گنج بزرگان بیاگندهایم
هوش مصنوعی: هر آنچه که از چین به دست آوردهایم، از گنجینهی بزرگان و دانشمندان جمعآوری کردهایم.
به فرزند من بخش یک نیمه زینکه اوی است سالار ماچین و چین
هوش مصنوعی: به فرزند من یک نیمه از این زین را بده، زیرا او است که سالار سرزمین ماچین و چین است.
روان است فرمانش بر لشکرمچه بر دوده و گنج و بر کشورم
هوش مصنوعی: فرمان او بر سپاهیانش به خوبی جاری است، چه در مورد خانواده و ثروتش و چه در مورد سرزمینش.
بزرگان و بهمرد برخاستندبر او آفرین نو آراستند
هوش مصنوعی: فرزانهها و بزرگواران به احترام او برخواستند و به او تقدیر و ستایش کردند.
نهادند سر بر زمین پیش کوشهمان پیش سالار پولادپوش
هوش مصنوعی: سر خود را بر زمین گذاشتند و از سر تسلیم و احترام به پیشوا و فرماندهای که مانند پولاد مقاوم و نیرومند بود، فروتنی کردند.
همان شب جدا کرد بهمرد زودز گنج و ز هرگونه چیزی که بود
هوش مصنوعی: در همان شب، مرد به سرعت از گنج و هر چیز دیگری که داشت، جدا شد.
به کوش دلاور سپرد آن همهشبان گشت کوش و بزرگان رمه
هوش مصنوعی: دلیران شب را به زحمت و کوشش گذراندند و بزرگان و سروران به نگهداری و رهبری گله پرداختند.
فرستاد بر راه چین ده سوارهمان شب چو باد دمان، شهریار
هوش مصنوعی: در شب، شهریار ده سواره را به راه چین فرستاد، مانند باد که ناگهانی و تند میوزد.
بدان تا پیاده و سواری که بودبه لشکرگه آیند مانند دود
هوش مصنوعی: بدان که هم پیادهها و هم سواران به میدان جنگ میآیند، همانطور که دود به سرعت و به راحتی منتشر میشود.