بخش ۱۰۰ - پاسخ به کوش
هوش مصنوعی: در این بخش از متن، داستانی از نبرد و مرافعه میان دو شاه و فرستادههای آنها روایت میشود. هنگامی که فرستادهگان نزد طیهور شاه میروند و نامهای از آتابین به او میرسانند، در نامه توهینهایی به آتابین شده که موجب خشم طیهور میشود. او دستور میدهد تا هر دو فرستاده را نابود کنند. آتابین نیز در پاسخ نامهای به شاه چین میفرستد که در آن خواهان آگاهی از وضعیت و نادانی او میشود و به او میفهماند که از نسل شاهان و یزدانپرستان است.
در نهایت، طیهور با خواندن نامه پاسخ آتابین، آفرین به او میگوید و به فرستاده توصیه میکند که اگر بار دیگر کسی فرستاده شود، درنگی نخواهد کرد و درباره رفتارشان هشدار میدهد. فرستادهها پس از این گفتگو با افکار خود راهی جدید برای عزیمت مییابند.
چو رفتند نزدیک طیهور شاهنهادند نامه در آن پیشگاه
هوش مصنوعی: وقتی به دربار شاه طیهور رسیدند، نامهای را در حضور او قرار دادند.
چو در نامه آن ناسزا خواند گفتکه با دیو زاده خرد نیست جفت
هوش مصنوعی: وقتی در نامه به او توهین کردند، گفت که با فرزند دیو، انسان خردمند و عاقل همخوانی ندارد.
بر آشفت و دژخیم را گفت شاهکه این هر دو را کرد باید تباه
هوش مصنوعی: شاه با کلامی تند به دژخیم فرمان داد که این دو را باید نابود کند.
از این، آتبین را رسید آگهیفرستاد کس پیش تخت مهی
هوش مصنوعی: از این موضوع، آتابین خبری فرستاد تا به نزد شاه برود و او را آگاه کند.
که شاه سرافراز داناتر استفرستاده را خود چه اندر خور است؟
هوش مصنوعی: فرستادهای که به سوی شاه بزرگ و دانا آمده، باید بداند که چگونه باید رفتار کند و چه چیزهایی مناسب است.
ندارند شاهان گیتی به نامکجا بر فرستاده رانند کام
هوش مصنوعی: شاهان دنیا، نامی ندارند که بر اساس آن بتوانند آرزوها و خواستههای خود را به دست آورند.
که ایشان همه بنده و چاکرندنه فرماندهانند که فرمانبرند
هوش مصنوعی: آنها همه خدمتگزار و تحت فرمان هستند، نه اینکه رهبر و فرماندهای باشند که دیگران از آنها تبعیت کنند.
یکی پاسخ نامه فرمای کردکه آرد دل پیلدندان به درد
هوش مصنوعی: یک نفر نامهای فرستاد و در آن خواسته بود که دل بزرگ و محکم او از درد رنج میبرد.
فرستاد نامه بر آتبینکه ما را فرستاد کوش این چنین
هوش مصنوعی: نامهای به آتبین فرستادیم و در آن گفتیم که ما را به این شیوه راهی کن.
مر این بیبنان را تباهی سزاستهمان است رای تو پیشم رواست
هوش مصنوعی: این افراد بدون اصل و نسب سزاوار نابودی هستند و نظر تو در مورد من از نظر من درست است.
ببخشم به تو خشم این ناکسانتو از من بدان دیو پاسخ رسان
هوش مصنوعی: من ناراحتی و خشم این افراد بیارزش را به تو میبخشم، تو از جانب من به این دیو پاسخ بده.
چو بشنید پیغام شاه، آتبینیکی نامه کرد او به سالار چین
هوش مصنوعی: وقتی آتبین پیام شاه را شنید، نامهای برای سالار چین نوشت.
که بر خواندم این نامهٔ بدنهادخود این آید از مردم بدنژاد
هوش مصنوعی: من این نامه را که از روی بدنامی نوشتهام، به شما تقدیم میکنم و میدانم که این نامه نیز به دست افرادی ناپاک میرسد.
ز نادانی تو بمانم شگفتز موبد نجستی تو راز نهفت
هوش مصنوعی: از نادانی تو شگفت زده میمانم که چرا تو که موبد هستی، به رازهای نهفته پی نبردی.
ندادت کس آگاهی از کار ماوز این کوه و زین بخت بیدار ما
هوش مصنوعی: هیچکس از کارهای ما و این کوه و این بخت بیدار ما آگاهی ندارد.
بپرس ار نداری از این آگهیکه تو نو رسیده یکی ابلهی
هوش مصنوعی: اگر از این اطلاعات چیزی نمیدانی، سوال کن. تو تازهواردی و به نظر میرسد که بیخبر هستی.
من از خویشتن برتر اندر جهانندانم کسی آشکار و نهان
هوش مصنوعی: من در این جهان کسی را نمیشناسم که از خودم برتر باشد، چه در ظاهر و چه در باطن.
که بود از نیاگان ما زیر دستهمه شاه بودند و یزدانپرست
هوش مصنوعی: اجداد ما کسانی بودند که همواره زیر نظر و تسلط شاهان بودند و به یزدان (خدای واحد) ایمان داشتند.
مرا چون بهک دانی و دیگرانکه هستند شاه تو را کهتران
هوش مصنوعی: وقتی که تو مرا میشناسی و میدانی که کیستم، دیگران چه اهمیتی دارند و من برای تو از آنها کمتر نیستم.
جهانی اگر نزدم آرند رویبه یزدان کز ایوان نیایم به کوی
هوش مصنوعی: اگر همه جهان هم به من روی بیاورند و مرا به سوی خدا دعوت کنند، هرگز از خانهام خارج نخواهم شد.
به یک مرد و سنگی ز کوه سیاهبگردانم این لشکر کینهخواه
هوش مصنوعی: من میتوانم تنها به یک مرد و سنگی از کوه سیاه تکیه کنم و این ارتش دشمن را شکست دهم.
بدین کار هشیارتر درنِگرچو بردی به ما بر گمانی مبر
هوش مصنوعی: به این کار با دقت و هوشیاری نگاه کن، زمانی که به ما نزدیکتر شدی، هیچ شکی به دل راه نده.
چون نامه به پایان رسانیده بودفرستاد نزدیک طیهور زود
هوش مصنوعی: زمانی که نامه را به پایان رساند، آن را به سرعت نزد طیهور فرستاد.
بخواند و بر او آفرین خواند و گفتکه با جان پاکت خرد باد جفت
هوش مصنوعی: خواند و بر او درود فرستاد و گفت که با جان پاکت، خرد و اندیشهات نیکو باشد و برای تو شایسته است.
فرستاده را داد و گفتا که روکه رستی تو از تیغ گردندرو
هوش مصنوعی: فرستاده را به او داد و گفت برو که تو از خطر جدی رهایی یافتی.
اگر بار دیگر فرستد کسیدرنگی نباشد نبینم بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی دوباره کاری را بفرستد، هیچ تأخیری در کار نخواهم داشت و خیلی سریع عمل خواهم کرد.
هم از ره به آب اندر اندازمشبه دریا خور ماهیان سازمش
هوش مصنوعی: من او را به دریا میندازم تا به آب برود و برای ماهیها غذا فراهم کند.
فرستادگان راه برداشتندپراندیشه آن راه بگذاشتند
هوش مصنوعی: فرستادگان با دقت و تأمل مسیر را انتخاب کردند و در نهایت آن مسیر را ترک کردند.
سوی راست و چپ کرد هر دو نگاهکه یابند جایی بر آن کوه راه
هوش مصنوعی: او به سمت راست و چپ نگاه کرد تا ببیند آیا میتواند جایی برای گذر از آن کوه پیدا کند.
ندیدند، خیره فرو ماندندز دربند ترسان فرو راندند
هوش مصنوعی: آنها نتوانستند ببینند و حیران ماندند. از ترس، با شتاب به عقب رفتند.
به کشتی نشستند، بادی چو نوشبه یک مه رسانیدشان پیش کوش
هوش مصنوعی: آنها سوار بر کشتی شدند و بادی خوش مانند نوش، آنها را در یک شب به سمت کوش آورد.