بخش ۱۰۵ - آگاه شدن طیهور و آتبین از مرگ پدر کوش
هوش مصنوعی: این متن به شادی و جشن پیروزی در جنگ اشاره دارد. زمانی که دریا از کوش و سپاه پاک شد، ترس و نگرانی از بین رفت و طیهور، پادشاه، خبر خوشی فرستاد که دنیا از ثروت چین تهی شده است. لشکر کوش، با دل پر از غم و ناراحتی، به شادمانی پرداختند و آتشین و سپاه او نیز شاد شدند. فرستادهای از طرف پادشاه به آنها مژده داد و این شادی را برای نیکدلها یادآور شد. همچنین، به این نکته اشاره شد که این روز فرخنده، روزی شادابتر از روزهای دیگر است، زیرا لشکرها به دلیل این خبر خوش با خوشحالی و آرامش به یکدیگر پیوستند.
چو دریا ز کوش و سپه گشت پاکبهک را نماند از کسی ترس و باک
هوش مصنوعی: وقتی که دریا از کوش و سپاه پاک و بیخطر شود، دیگر از کسی هراس و نگرانی باقی نمیماند.
به طیهور مژده فرستاد از اینکه گیتی تهی شد ز دارای چین
هوش مصنوعی: برای پرندهها پیام فرستاد که دنیا از ثروت چین خالی شد.
ز دریا بشد کوش و لشکر به همروان پر ز تیمار و دل پر ز غم
هوش مصنوعی: از دریا، گروهی به همراه لشکری خارج شدند. آنها دلهایی پر از نگرانی و غم دارند.
از آن شاد دل گشت طیهور شاهوز او شادتر آتبین با سپاه
هوش مصنوعی: از خوشحالی دل طیهور شاه پر شده و او از همه شادتر است، حتی آتبین هم با سپاه خود شادتر از اوست.
فرستاده آمد کسی، داد چیزز اسب و ز دیبا و دینار نیز
هوش مصنوعی: کسی آمد و پیامی آورد و هدایایی از جمله اشیاء ارزشمندی مثل اسب، پارچههای گرانبها و سکههای طلا به همراه داشت.
بدو گفت آن نیکدل را بگویکه از مژده شادی به ما کرد روی
هوش مصنوعی: به او بگویید که از خبر خوشی که به ما داد، چه خوشحالی و شادی به وجود آورد.
زمان تا زمان چشم داریم و گوشکه مژده فرستی به ضحاک و کوش
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشم و گوش داریم، باید منتظر خبرهای خوب باشیم که به ما امید و نشاط بدهد.
وز این روز فرخندهتر آن بودکه لشکر بدین هر دو گریان بود
هوش مصنوعی: و از این روز خوشبختتر آن بود که سپاه در اینجا هر دو نفر گریان و ناراحت بودند.
بدین مژده داریم از تو سپاسزهی نیکدل شاه نیکیشناس
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر قدردانی و خوشحالی از شخصی است که با دل نیکو و آگاهی از خوبیها، خبر خوشی را به ارمغان آورده است. در اینجا، از محبت و خوبیهای این فرد ستایش میشود.
فرستاده آمد به ماچین چو دودبگفت آن سخنها که بشنیده بود
هوش مصنوعی: فرستادهای به ما آمد که مانند دود سریع و بیوقفه بود و آن سخنانی را گفت که از قبل شنیده بود.