بخش ۱۴۷ - آگاه کردن آتبین طیهور را از آهنگ بازگشت به ایران
هوش مصنوعی: پس از گذشت آن شب و بامداد، دستور نزد شاه رفت و گفت که شاه در امنیت است. او با شرم از نیکوییها و رفتار خوب شاه صحبت کرد و بیان کرد که امیدوار است یزدان دل او را به کام برساند و جهان را از دیوساران تهی کند. دستور از شاه خواست تا او را به ایران برگرداند و در سفرش رهنمایی کند.
شاه که سخنان دستور را شنید، نگران شد و آغاز به تفکر کرد. او متوجه شد که آتبین از دنیا رفته و در هفت کشور کسی به او احترام نمیگذارد. شاه به مروت و نیکی آتابین اشاره کرد و آگاه شد که باید آینده را مد نظر داشته باشد. او به خوابهای خوب و نیکو اشاره کرد که نشانی از امید و پیروزی بود.
شاه فهمید که زمانی میرسد که از ظلم و ستم دیوان کاسته خواهد شد و یک پادشاه بزرگ از میان آنان برخواهد خاست. او به بهبودی و نوید روزهای روشن امیدوار بود و نیکو سیرتی خود را در نظر داشت. در نهایت، دل شاه شاد و خوشحال شد و آماده بود تا به این داستان ادامه دهد.
گذشت آن شب و بامداد پگاهفرستاد دستور را پیش شاه
هوش مصنوعی: شب و صبحگاه گذشت و پیام را به حضور شاه ارسال کردند.
بیامد جهاندیده دستور و گفتبماناد شاه ایمن و یار جفت
هوش مصنوعی: مرد آگاه و بینا آمد و گفت که شاه در آرامش است و تو نیز در کنار او بمان.
همی آتبین گوید ای شهریارز بس نیکویها شدم شرمسار
هوش مصنوعی: آتشین میگوید: ای پادشاه، از زیباییهای فراوانی که دارم، به شدت شرمنده شدهام.
به جای من آن مردمی کرد شاهکه اندیشه زی آن نبودهست راه
هوش مصنوعی: به جای من، آن مردم را شاه میکند که راهی را در پیش بگیرند که به فکر من نبوده است.
اگر بازگویم، ندانمش گفت..............................
هوش مصنوعی: اگر دوباره بگویم، نمیدانم چه بگوید.
همی تا بُوَم زنده، دارم سپاسز شاه سرافراز مردمشناس
هوش مصنوعی: همچنان که زندهام، از پادشاه بزرگ و دانا که به مردم احترام میگذارد، سپاسگزارم.
کنون گاهِ آن آمد ای نیکنامکه یزدان رساند دل ما به کام
هوش مصنوعی: اکنون زمان آن فرارسیده است ای خوشنام که خداوند دل ما را به آرزوهایمان برساند.
جهان گردد از دیوساران تهیبه ما بازگردد همه فرّهی
هوش مصنوعی: جهان از وجود ظالمان خالی خواهد شد و همه خوبیها و صفات نیک به سوی ما بازمیگردد.
نمودندم این چند شبها به خوابکز ایدر سوی مرز ایران شتاب
هوش مصنوعی: در این چند شب گذشته در خواب به من نشان دادند که از طرف مرز ایران به سرعت در حال حرکت هستم.
نه خوابیست آشفته و سرسریهم امّیدواریست و هم بهتری
هوش مصنوعی: این حالت نه خواب آشفتهای است و نه امیدی سطحی. در واقع میتوان گفت که امید و بهبودی در آن وجود دارد.
همی خواهم از شاه نیکوکنشکه بر بنده خوش دارد اکنون منش
هوش مصنوعی: من به دنبال این هستم که از شاه خوب رفتار درخواست کنم که اکنون به من، که بنده او هستم، توجه و محبت کند.
مرا سوی ایران فرستد به گاهکز ایدر ندانم پس و پیش راه
هوش مصنوعی: مرا به ایران بفرستد در زمانی که در اینجا نمیدانم کدام طرف راه است و کجا باید بروم.
به دریا مرا رهنمایی دهدیکی پیشرو آشنایی دهد
هوش مصنوعی: یکی به من راهی را نشان میدهد که به دریا میرسد و مرا به آشنایی و دوستی میبرد.
کز ایدر به خشکی رساند مرابدان سان که مردم نداند مرا
هوش مصنوعی: به خاطر آن شرایط خاص و سختی که پیش آمد، مرا به جایی رساند که مردم از حال و وضع من بیخبرند.
من از خواسته هرچه دارم همهبه گنجور خسرو سپارم همه
هوش مصنوعی: من تمام آرزوهایم را به گنجینهای درخشان و ارزشمند میسپارم که یادآور قدرتمندی و شکوه خسرو است.
جز از توشهٔ راه دریا بنیزنخواهم کشیدن همی هیچ چیز
هوش مصنوعی: تنها از آنچه برای سفر دریا لازم است، هیچ چیز دیگری نخواهم برداشت.
ز دریا چو رفتم به آباد جایدهد خواسته هرچه باید خدای
هوش مصنوعی: زمانی که از دریا به جای خوش و آباد میروم، خداوند هر آنچه را که بخواهم، در آنجا به من میدهد.
چو بشنید طیهور پیغام اویشد از مغز و دل هوش و آرام اوی
هوش مصنوعی: وقتی طیهور پیام او را شنید، تمام آرامش و تفکر او تحت تأثیر قرار گرفت و به شدت مشغول شد.
دژم گشت و سر را برآورد و گفتکه فرهنگ با آتبین نیست جفت
هوش مصنوعی: غمگین شد و سر را بلند کرد و گفت که علم و آموزش با آتش و آتشسوزی سازگار نیست.
چه آهنگ دارد به دام هلاکاز این جای بیبیم بیترس و باک
هوش مصنوعی: این جا به طرز عجیبی به سمت نابودی میرود، در حالی که هیچ گونه ترس و نگرانی وجود ندارد.
همانا که چشم بدش یافتهستکز آسانی او روی برتافتهست
هوش مصنوعی: چشمهای بدی که به او دوخته شده، باعث شده که از راحتی و آرامش خود دور شود.
نداند که در هفت کشور زمینپسر را نخواند کسی آتبین
هوش مصنوعی: هیچکس در هفت کشور جهان نام پسر را نمیداند و نمیخواند.
گر از خواب گوید همی این سخننماید چنین خوابها اهرمن
هوش مصنوعی: اگر خواب به شما بگوید که این سخن را بگویید، پس این خوابها از سوی نیروهای شیطانی هستند.
همه خواب را راستی مایه نیستدرختیست کآن را جز از سایه نیست
هوش مصنوعی: تمام خوابها حقیقت ندارند، آنها فقط مانند درختی هستند که وجودش تنها به خاطر سایهاش است.
چو دستور دانست کاو شد دژممیفزای بر خویشتن، گفت، غم
هوش مصنوعی: وقتی او متوجه شد که در حال ناراحتی و غم است، به خود گفت که نباید بر این ناراحتی بیفزاید و باید کنترل بیشتری بر خود داشته باشد.
تو دانی که شاه آتبین از جهانبدان اندر آمد ز مردم نهان
هوش مصنوعی: تو میدانی که پادشاه آتشین از عالم به این دنیا آمده است، اما از دید مردم پنهان است.
که در هفت کشور زمین جای اونیامد همی بر زمین پای او
هوش مصنوعی: در هفت کشور دنیا، جایی برای او پیدا نشد و پای او بر روی زمین نرفت.
به زنهار شاه آمد و کام یافتبرآسود یکچند و آرام یافت
هوش مصنوعی: شاه به خطر افتاد، اما با احتیاط و تدبیر توانست آرامش را به دست آورد و مدتی در آرامش زندگی کرد.
چو هنگامِ آن دید شاه آتبینکه بودن تواند به ایران زمین
هوش مصنوعی: وقتی شاه آتبین زمان را مناسب دید که برای ایران زمین اقدام کند...
ز فرهنگ و رایش بکاهد همیچو دستوری شاه خواهد همی
هوش مصنوعی: اگر فرهنگ و رواج آن کمتر شود، بهطور حتم قضاوتهای نادرست و تبعات منفی بر زندگی مردم خواهد افتاد.
چو از خواب دیگر خبر یافت شاهچو در اختر خویش کرد او نگاه
هوش مصنوعی: وقتی شاه از خواب بیدار شد و متوجه شد چه خبرهایی در اطرافش هست، به ستارههای خود نگاهی انداخت.
همه کامه بر تخمهٔ خویش دیددل و دولت دشمنان ریش دید
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که همه کسانی که به خودشان توجه دارند، به خوبی وضعیت دل و زندگی افرادی که با آنها در تضاد هستند را مشاهده میکنند. یعنی کسانی که به دنبال موفقیت یا قدرت هستند، به خوبی میتوانند نقاط ضعف و بحرانهای دشمنان خود را ببینند.
چنان مایه دارد ز کار سپهرکه گویی سپهرش نمودهست چهر
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که شخص به قدری در کارهایش توانمند و بااستعداد است که انگار آسمان (یا سرنوشت) خودش را در ادامه راهش شکل داده است. به عبارت دیگر، این فرد از نظر استعداد و قابلیت به قدری قوی است که به نظر میرسد نیروهای آسمانی به او کمک میکنند تا به موفقیت دست یابد.
گذشته ز جمشید چون او کسیبه گیتی ندانیم شاها بسی
هوش مصنوعی: در گذشته کسی مانند جمشید در دنیا وجود نداشته است، ای پادشاه، این موضوع را بدان.
همه بودنیها بگوید ز پیشکه هرگز نیاید در او کمّ و بیش
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که وجود دارند، از قبل مشخص شدهاند و هیچ کم و زیاده ای در آنها نخواهد بود.
نشانی دگر دارد ای شهریارکه جمشید کردهست روزی شمار
هوش مصنوعی: ای شهریار، جمشید زمانی را به گونهای دیگر رقم زده است و نشانهای متفاوت دارد.
در اندرزنامه چنین یافتمچو بر دیدنش تیز بشتافتم
هوش مصنوعی: در کتاب پند و اندرز چنین نوشته شده که هرگاه به دیدار او شتاب کردم، متوجه نکتهای شدم.
که فرمان ضحّاک سالی هزاربماند، نیاید به از روزگار
هوش مصنوعی: فرمان ضحاک به مدت هزار سال باقی بماند و بهتر از آن زمان نخواهد آمد.
وزآن پس به ما بازگردد جهانز دیوان تهی گردد و گمرهان
هوش مصنوعی: پس از آن، جهان به ما باز میگردد و از دیوان پر میشود و گمراهان راه خود را پیدا میکنند.
یکی شهریار آید از ما پدیدکه تختش زمین کم تواند کشید
هوش مصنوعی: یک پادشاه بزرگ از میان ما ظهور خواهد کرد که چنان عظیم و با شکوه است که زمین قادر به تحمل و نگه داشتن تختش نخواهد بود.
به فرّش جهان گردد آراستهشود کار دیوان از او کاسته
هوش مصنوعی: زمانی که دنیا به زیبایی آراسته شود، کارهای دیوان به حداقل میرسد.
بخواهد ز ضحّاک کین نیانه افسون کند کار و نه کیمیا
هوش مصنوعی: آنچه از ضحاک میخواهد، نه به جادو و افسون انجام میگیرد و نه با کیمیا و جادوگری.
ز جادو کند پاک روی زمینشود روشن از تیغ او کار دین
هوش مصنوعی: با قدرت سحر و جادو، زمین از تیرگی پاک میشود و نورانی میگردد، و این کار به وسیلهی تیغ او، که نماد توانایی و حماسه است، انجام میشود.
ز شاهی ضحاکِ جادو کنوننماندهست هشتاد سالش فزون
هوش مصنوعی: از زمان سلطنت ضحاک جادوگر، اکنون هشتاد سال بیشتر نگذشته است.
چو از کامداد این سخن یافت شاهروانش در اندیشه گم کرد راه
هوش مصنوعی: وقتی که شاه از این سخن آگاه شد، روحش در افکارش گم شد و راه را فراموش کرد.
چو جای سخن یافت گوینده مردبدو گفت کای شاه بادار و برد
هوش مصنوعی: وقتی گوینده فرصت صحبت کردن پیدا کرد، به شاه گفت: ای فرمانروا، توجه کن و گوش بده.
گر از دخترت گردد آن کس پدیدکجا کین جمشید خواهد کشید
هوش مصنوعی: اگر آن شخص از دخترت راهی پیدا کند، باید بداند که کین جمشید کجا خواهد رفت.
به نام بزرگان و پشت مهانستون سواران، امید جهان
هوش مصنوعی: به نام بزرگانی که پشت و پناه قدرتمندان هستند، امید مردم دنیا.
مر این تخمه را یادگاری بودبه هر مرز از او شهریاری بود
هوش مصنوعی: این تخم (نطفه) یادگاری بود که در هر سرزمین، نشانهای از رهبری و قدرت به جا گذاشته است.
بدان تا جهان است نام شمابود تازه و زنده کام شما
هوش مصنوعی: بدانید که تا زمانی که این دنیا برقرار است، نام شما همیشه تازگی و زندگی خواهد داشت و آرزوهایتان محقق خواهد شد.
دل شاه طیهور خرسند کردلبش را بدین داستان بند کرد
هوش مصنوعی: دل شاه طیهور را شاد کرد و به خاطر این داستان، زبانش را بسته نگه داشت.