بخش ۱۷۵ - فریب خوردن طیهور و پیمان کردن با کوش
هوش مصنوعی: پس از آن، یکی از ترجمانان را فراخواند و با او به آرامی سخن گفت. به او گفت که امشب با رود و می به نزد فرستاده برود و با او در مورد شاه و سالار و دیگران سخن بگوید و بپرسد که چرا شاه چین آشتی میطلبد و چه کسی بدخواه ما بوده که اکنون به دنبال آشتی است. پس از شنیدن پاسخ، به وی گفت که باید آرام و با احتیاط باشد.
ترجمان به نزد میرفت و همانگونه که شاه دستور داده بود، گفتگو کرد. فرستاده پاسخهایی سخت و پیچیده داد و از شاه چین به او گفت که اگر سپاه به سمت شرق برود، آنجا آشوب خواهد کرد و اگر به دریا برود، نیاز به لشکر بزرگ دارد. در این صورت، آشتی و همسویی با آنان میتواند منفعت داشته باشد.
شاه این پاسخها را شنید و از آن خشنود شد. او در روز بعد، فرستاده را دوباره فراخواند و از او خواست تا پیغامی به دارای چین برساند و به او بگوید که پیوندی بین آنها وجود ندارد، اما هر چه خواستار است بگوید. او همچنین از فرستاده خواست تا دخترانش را به شاه چین معرفی کند تا میان آنها دوستی و صلح برقرار شود.
شاه طیهور نیز به این پیشنهاد خوبی از سوی فرستاده پاسخ مثبت داد و پیمانی با آنها بست که نشان از حسن نیت و صلح داشت. بدین ترتیب، زمینههای آشتی و دوستی بین دو کشور فراهم شد.
وزآن پس یکی ترجمان را بخواندنهانی سخن چند با او براند
هوش مصنوعی: پس از آن، شخصی را به عنوان مترجم در نظر گرفت و به آرامی چند کلمه با او مطرح کرد.
بدو گفت امشب تو با رود و میبه نزد فرستاده رو تیز پی
هوش مصنوعی: به او گفت: امشب با رود و شراب به نزد کسی که فرستاده است برو، و با سرعت برو.
ببین و سخن گوی با او بسیز شاه و ز سالار، وز هرکسی
هوش مصنوعی: بنگر و با او صحبت کن، چه درباره شاه و چه درباره رهبران و همه افراد دیگر.
وزآن پس بپرسش که چون است اینکه جوید همی آشتی شاه چین؟
هوش مصنوعی: سپس از او بپرسید که چه چیز باعث شده است که شاه چین این گونه به دنبال صلح باشد؟
وزآن پس که بودهست بدخواه ماهمی آشتی جوید از شاه ما
هوش مصنوعی: پس از آن که دشمن ما به ما آسیب رسانده است، اکنون به دنبال آشتی و مصالحه از سوی پادشاه ما میباشد.
چه امّید دارد بدو شاه چین؟ز کارش چه بارآید او بر زمین؟
هوش مصنوعی: چه انتظاری میتواند از شاه چین داشته باشد؟ کار او چه فایدهای برای او به ارمغان خواهد آورد؟
چو پاسخ گزارد همه یاد دارمشو تیز و مستیز و دل شاد دار
هوش مصنوعی: زمانی که به سؤالها پاسخ میدهی، همیشه به خاطر داشته باش که هوشیار و بیتنبلی باش و دلخوش و شاد زندگی کن.
بشد در زمان با می آن نیکخواهسخن گفت از آن سان که فرمود شاه
هوش مصنوعی: در زمانی که شراب نوشید، آن人 نیکخواه با سخنانش به گونهای صحبت کرد که باعث رضایت شاه شد.
فرستاده دریافت گفتار اویچنان پرسش سخت و بازار اوی
هوش مصنوعی: فرستاده، پیامی از او دریافت کرد که حاوی پرسش دشواری بود و همچنین موضوعات جدی و مهمی را مطرح میکرد.
چنین داد پاسخ که بشنو ز منچو آگه شدی راز دار این سخن
هوش مصنوعی: پاسخی که داد به این شکل بود: وقتی که به خوبی از این موضوع مطلع شدی، رازدار این حرفها باش و به آن گوش فرا بده.
کنون کز میان دور گشت آتبینز طیهور دارد همی شاه چین
هوش مصنوعی: اکنون که از دل دشت دور افتاده، آتش افروختهای از پرندگان به پرواز درآمده و شاه چین بر این وضعیت نظاره میکند.
که گر او سپه سوی خاور کشدبه چین، شاه طیهور را برکشد
هوش مصنوعی: اگر او سپاه را به سمت شرق بکشاند، شاه پرندهها را به اوج میبرد.
سر بخت کوش اندر آرد به خوابسراسر کند چین و ماچین خراب
هوش مصنوعی: روزگار خود را غنیمت شمار و به خواب نرو، زیرا که خواب ممکن است تمام عیش و زیباییهایت را برهم بزند و به نابودی بکشاند.
چو چین سوخت و برگشت و برداشت چیزبه طیهور کین کرد حیران به تیز
هوش مصنوعی: زمانی که چین از بین رفت و دوباره به حالت قبل برگشت، چیزهای ارزشمندی را به دست آورد. در این حال او از نیکی و دوستی حیران شد.
وگر سوی دریا فرستد سپاهکه دارند طیهور و ره را نگاه
هوش مصنوعی: اگر سپاهی را به سمت دریا بفرستد که با خود پاکی و صفا داشته باشند و راه را نیز به دقت زیر نظر بگیرند.
فزون بایدش لشکری صد هزارکه هر ماه گنجیش ناید بکار
هوش مصنوعی: برای اینکه هر ماه یک گنجشک به کار بیفتد، لازم است که لشکری به اندازه صد هزار نفر داشته باشد.
وگر مهتری همچو شاه آتبیناز او سر کشد آید ایدر به چین
هوش مصنوعی: اگر فرمانروایی همچون شاه آتشین از او سر بر کشد، به اینجا خواهد آمد و به چین خواهد رسید.
نماید همان درد سر کاو نموددر این آشتی چند گونهست سود
هوش مصنوعی: هر کس که در این صلح و دوستی به دیگری آسیب زده باشد، در حقیقت همان درد و رنجی را که برای دیگران به وجود آورده، خود نیز تجربه خواهد کرد.
اگر شاه ما این بدیدی به خوابرسیدی سرِ وی سوی آفتاب
هوش مصنوعی: اگر پادشاه ما را در خواب ببینی، سر او به سمت آفتاب خواهد بود.
چو بشنید از او این سخن ترجمانسوی شاه طیهور شد در زمان
هوش مصنوعی: زمانی که ترجمان این سخن را از او شنید، به سرعت به سوی شاه طهوری رفت.
مر این داستان را بدو بازگفترخ شاه مانند گل بر شکفت
هوش مصنوعی: این داستان را با او بازگو کرد و چهره شاه چون گل شکفته شد.
بخورد آن سخنهای جادوفشانفریبش بپذرفت چون بیهُشان
هوش مصنوعی: آن سخنان جادویی که فریبدهنده بودند، او را مجذوب خود کردند و او به راحتی در دام آنها افتاد.
فرستاده را روز دیگر بخواندفراوانش بنواخت و پیشش نشاند
هوش مصنوعی: او در روز بعد پیامآور را فراخواند و با مهربانی بسیاری با او رفتار کرد و او را در کنار خود نشاند.
بدو گفت دارای چین را ز مندرودی ده از پیش آن انجمن
هوش مصنوعی: به او بگو که من صاحب ویژگیهای خاصی هستم و از او خواهش کن که پیش از آنکه آن جمع حضور پیدا کند، سلامی از طرف من به او برساند.
بگویش که پیوند را نیست رویدگر هرچه خواهی تو از من بجوی
هوش مصنوعی: به او بگو که رابطه ما دیگر مانند قبل نیست و هرچه که بخواهی از من، بگو.
که تا آتبین دخترم را ببرددل من همه راه انده سپرد
هوش مصنوعی: من نگرانم که مبادا دخترانم دلهایشان را ببازند و من هم تحت تأثیر آن ناراحتی و غمگینی را تجربه کنم.
یکی سخت سوگند کردیم یادبه دارای گیتی که گیتی نهاد
هوش مصنوعی: ما به شدت سوگند خوردیم که به یاد ثروت و دارایی دنیا باشیم که دنیا آن را به ما بخشیده است.
که از دخترانم دگر زین سپساز ایدر نیاید برون هیچ کس
هوش مصنوعی: از این پس هیچ کس از دخترم به دنیا نخواهد آمد.
ولیکن ز خویشان فراوان کَسَندکه شایستهٔ شاه لشکرکشند
هوش مصنوعی: اما از میان بسیاری از خویشاوندان، تنها معدودی هستند که لایق رهبری و فرماندهی در جنگ هستند.
فرستم من او را که خواهدش پیشبه پیوند او هر دو گردیم خویش
هوش مصنوعی: من او را به سوی خود میفرستم تا هر دو با هم پیوندی برقرار کنیم و به یکدیگر نزدیکتر شویم.
دگر هرچه خواهی به جای آورمهمه گنجها زیر پای آورم
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی را برایت فراهم میکنم و به تو تقدیم میکنم، به طوری که تمام ثروتها را جلوی پای تو قرار میدهم.
ز چیزی کز این مرز خیزد نخستفرستم بسی تا نبایدت جست
هوش مصنوعی: از چیزی که از این مرز به وجود میآید، من ابتدا چیزهای زیادی ارسال میکنم تا اینکه نیازی به جستجوی تو نباشد.
میان بسته دارم به فرمان تودگر نشکنم هیچ پیمان تو
هوش مصنوعی: من با وجود فاصله و محدودیتهایی که دارم، به خاطر تو دیگر هیچ عهد و پیمانی را نمیشکنم.
بدین گونه پاسخ بدادش، بنیزفرستاده را داد هرگونه چیز
هوش مصنوعی: او به فرستاده پاسخ داد و هر چیزی که لازم بود به او داد.
چو از خواسته شادمان گشت، گفتکه بادی تو با کام و با نام جفت
هوش مصنوعی: وقتی از خواستهاش خوشحال شد، گفت که هوای تو با آرزو و نامش در کنار هم قرار گرفتند.
نهانی مرا گفت دارای چینکه گر شاه برگردد از خشم و کین
هوش مصنوعی: تماس پنهانی که با من داشت گفت: اگر پادشاه از خشم و کینهاش برگردد، چه شود؟
گر آید سوی آشتی از گزندبه سوگند و پیوند او را ببند
هوش مصنوعی: اگر کسی به سمت آشتی و صلح بیاید، باید او را با پیمان و محبت به خود نزدیک کرد و در کنار خود نگه داشت.
که از ما نباشد بداندیش بیشبه ما خواهد او هرچه خواهد به خویش
هوش مصنوعی: اگر کسی از ما نیست و بداندیشی دارد، هرچه میخواهد، به خود او خواهد رسید.
ندارد ره کاروانی به بندنه بازارگان را رساند گزند
هوش مصنوعی: کاروانی که در بند است، نمیتواند به مقصدی برسد و تاجری که به خطر افتاده، نمیتواند چیزی به دست آورد.
نه بردارد از چیزشان هیچ چیزنه بد خواهد و نه پسندد بنیز
هوش مصنوعی: هیچ چیز از آنها برنمیدارند و نه چیزی را برنمیگزینند و نه چیزی برای آنها مطلوب است.
به دستور گفت آن شه شادبختکه از ما بترسد همی کوش، سخت
هوش مصنوعی: شاه شادبخت فرمان داد که هر کس از ما بترسد، باید به شدت تلاش کند.
که شد زود سوگند را خواستارچنین نیکرای آمد و بردبار
هوش مصنوعی: کسی که به سرعت خواستهاش را از سوگند میخواهد، به خاطر زیبایی و شکیباییاش است.
همانگه فرستاده را داد دستفرستاده را او به پیمان ببست
هوش مصنوعی: در همان لحظه، فرستاده را به او سپرد و آنها بر سر پیمان و توافقی که داشتند، به توافق رسیدند.
فرستاد با او سواری بهوشکه بستاند او نیز پیمان ز کوش
هوش مصنوعی: یک سواری با عقل و درایت را همراه او فرستاد تا او هم بتواند از کوش، پیمان بگیرد و به دست آورد.