تناجی
ایرانشان ابن ابی الخیر

بخش ۲۲۵ - فرستادن جاسوسان به دربار فریدون

وز آنجا سوی شهر خمدان کشیدهمی برتر از خویشتن کس ندید
یکی شیردل مرد را پیش خواندز کار فریدون فراوان بخواند
به درگاه او رفت بایدْت، گفتیکی بر رسیدن ز راز نهفت
سپاهش بدیدن که چند است و چونهم از دیدنِ خود، هم از رهنمون
ببین تا فریدون چه دارد به دلچه کرده‌ست با آن سپاه خجل
اگر سوی ما دارد آهنگ، شاهتو آهنگ ما کن نهانی به راه
بدادش ز دیبا و دینار چندفرستاده شد بر ستور نوند