بخش ۲۳۱ - داد خواستن مردمان از دست کوش، شاه چین
هوش مصنوعی: در یک روز، پنجاه مرد دانا از مرز چین به درگاه شاه آمدند و از او درخواست یاری کردند. آنها گفتند که تنها امیدشان به شاه است و از او خواستند که مانند گذشته، با نیروی خود ظلم و ستم را از میان بردارد. آنها اشاره کردند که شاه با قدرتش جهان را آباد کرده و ظلم و ستم را ریشهکن کرده است. اما اکنون در سرزمین آنها، برای مردم رنج و درد وجود دارد و در مقابلشان ستمگری نشسته که زندگی را بر آنان دشوار کرده است. این مردان از شاه خواستند که آن ستمگر را محکوم کند و به مردم کمک کند.
چنان بود یک روز کز مرز چینز فرزانه پنجاه مرد گزین
هوش مصنوعی: روزی گزارشی به این صورت بود که از سرزمین چین، پنجاه مرد باهوش و شایسته انتخاب شدند.
خروشان به درگاه شاه آمدندستمدیدگان دادخواه آمدند
هوش مصنوعی: ستمدیدگان که در پی عدالت هستند، به دربار شاه آمدند و با صدای بلند درخواست کمک کردند.
که زنهار، شاها، به فریاد رسکه جز تو نداریم فریادرس
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ای پادشاه، لطفاً به ما کمک کن، چون ما هیچ کسی جز تو برای نجات و یاری نداریم.
جهان پاک کردی ز ضحاکیانبه نیروی یزدان و فرّ کیان
هوش مصنوعی: تو به کمک نیروی خدایی و عظمت شاهان، دنیا را از ظلم و فساد ضحاکیان پاک کردی.
ز داد تو آباد شد هند و رومنماندهست ویران یک انگشت بوم
هوش مصنوعی: از انصاف و داد تو، هند و روم رونق گرفتهاند و هیچ قسمتی از زمین و زمان ویران نمانده است.
زمین را تو آباد کردی به گرزتو کردی به هر جای تابنده برز
هوش مصنوعی: تو با قدرت و نیرویی که داری، زمین را سرسبز و آباد کردهای و هر گوشهاش را به جایی درخشان و پربار تبدیل کردهای.
ز تیغ تو پنهان ستم در جهانز داد تو بدخواه یکسر نهان
هوش مصنوعی: با تیغ تو، ستم در دنیا پنهان شده و دشمنان تو به کلی در خفا به سر میبرند.
جهان اندر آسانی و ما به رنجنه فرزند ماند و نه کاخ و نه گنج
هوش مصنوعی: جهان در آرامش و راحتی سپری میشود، اما ما در درد و رنج به سر میبریم؛ نه فرزندی از ما باقی میماند، نه کاخی و نه گنجی.
گرازی نشستهست بر تخت چینبه رنج اندر از دست او آن زمین
هوش مصنوعی: یک خوک بر تخت سلطنت چین نشسته و مردم آن سرزمین به خاطر او در رنج و زحمت هستند.
درمدارِ آن مرز درویش گشتستمکار و بدخو و بدکیش گشت
هوش مصنوعی: در آن مرز، دروایش، به ستمکار و بدسرشت تبدیل شد و صفات زشت به خود گرفت.
نخواند همی خویشتن جز خدایتو مپسند از وی شه پاکرای
هوش مصنوعی: تنها به خداوند اعتماد کن و خودت را مورد قضاوت نگذار؛ زیرا جز او هیچ چیز و هیچ کس ارزش پسندیدن ندارد.