بخش ۲۳۲ - رای زدن فریدون با قارن در کار کوش
هوش مصنوعی: شاه از سخنان مشاورانش ناراحت شد و خود را مقصر دانست. او به معشوق خود که بالاتر از ماه و خورشید است، گفت که عشق و کینهاش را در دلش آراسته است. شاه از زمان زیادی که به او داده سخن گفت و این که چطور میتواند ناسپاس باشد و فراموش کند که مرگ و مصیبت وجود دارد.
او فرمان داد تا «قارن» به عنوان یک جنگجو و همراهش بیاید. شاه از او خواست با هوش و سرعت عمل کند تا بتوانند به مشکلات و رنجهای مردم رسیدگی کنند. او اشاره کرد که دنیا با ظلم و بدی پر شده و تنها جایی که اینچنین نیست، چین است.
شاه به قارن گفت که سپاه و داراییاش را در اختیار او قرار میدهد و به او پیشنهاد کرد که برای کاهش رنج باید ضحاک را از بین ببرد. او به قارن گفت اگر بتواند پیروز شود، میتواند سرزمین و تاج و تخت را در اختیار داشته باشد و به ایران خوشحالی و پیروزی بیاورد. قارن نیز وعده داد که برای رسیدن به این هدف جانش را فدای این آرزو خواهد کرد.
ز گفتار ایشان دژم گشت شاههمی از تن خویش دید آن گناه
هوش مصنوعی: شاه از صحبتهای آنها ناراحت و غمگین شد و به اشتباهاتی که در گذشته انجام داده بود، پی برد.
همی گفت کای برتر از ماه و مهربه دل در تو آراستی کین و مهر
هوش مصنوعی: او میگوید ای برتر از ماه و خورشید، تو زیبایی و محبت را در دل من جای دادهای.
به گیتی تو دادیش چندان زمانکه در خویشتن گردد او بدگمان
هوش مصنوعی: تو به دنیا زمانی طولانی عطا کردهای که او به خودشناسی برسد و نسبت به خود دچار بدبینی و ناامنی شود.
شود ناسپاس از تو یکبارگینه یاد آیدش مرگ و بیچارگی
هوش مصنوعی: اگر فردی از تو ناسپاسی کند، یکباره یادش میرود که مرگ و سختیهای زندگی در انتظارش است.
بفرمود تا قارن رزمزنبیامد شتابان بدان انجمن
هوش مصنوعی: قارن، که جنگجو بوده است، دستور داده شد تا با سرعت به آن جمع بیاید.
بپرسید و بنشاند و بنواختشبه چرخ برین سر برافراختش
هوش مصنوعی: از او پرسید و سپس او را نشاند و با محبت رفتار کرد تا اینکه سرش را به آسمان بلند کرد.
بدو گفت کای نیک یار مندلیر و سوار و سپهدار من
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای دوست خوب من، شجاع و سوارکار و فرمانده من.
یکی تیز گردان بدان رای و هوشکه جانم بپردازی از رنج کوش
هوش مصنوعی: کسی که با تیزهوشی و خِرَد خود میتواند کارها را به خوبی انجام دهد، به من کمک کند تا از درد و رنج رهایی یابم.
جهان پُر ز داد است بر کامگرمگر چین و مکران و آن بوم و بر
هوش مصنوعی: جهان پر از دعوا و نزاع است، اما جایی مانند چین و مکران و آن سرزمینها وجود دارد که این وضعیت متفاوت است و آرامش بیشتری دارد.
همه روی گیتی به خواب اندراندمگر چین کزآن سگ به تاب اندراند
هوش مصنوعی: همه افراد در دنیا در خواب و غفلت به سر میبرند، به جز چین که به خاطر زیباییاش، دل و فکرها را بیدار و شاداب میکند.
ز رنج کسان و ز روزِ درازچنان گشت گردنکش و بینیاز
هوش مصنوعی: از درد و رنج دیگران و از روزهای طولانی، او به قدری مغرور و بینیاز شد که خود را بالا کشید.
که گوید همی در جهان سربسرچو من کیست روزیده جانور
هوش مصنوعی: کیست در این جهان مانند من که همه جا را کنکاش کند و روزی دهد به موجودات زنده؟
گر آن را بمانم به جای نشستبدین بیهده باز دارمْش مست
هوش مصنوعی: اگر من به آن چیز توجه کنم و در جایی بمانم، با این حال بیهوده است و نمیتوانم آن را مستحکم نگهدارم.
بپرسد مرا داور کردگارز بیداد آن دیو، روز شمار
هوش مصنوعی: خداوند متعال از من خواهد پرسید که آن دیو ستمگر در طول روزهایی که بر من گذشته، چه بیدادهایی کرده است.
فرستادم او را دوباره سپاهگریزان بیامد بدین بارگاه
هوش مصنوعی: من او را دوباره فرستادم و گروهی از سربازان فراری به این بارگاه آمدند.
اگر چند رنجور بینم تنتبفرسود یال و بر از جوشنت
هوش مصنوعی: اگر چندین بیمار را ببینم که تن تو از شدت غصه و درد پژمرده شده است، و شانهها و سر تو از هیجان و اضطراب در هم ریخته باشد.
نبینم کسی را از ایرانیانکه امروز بندد بدین کین میان
هوش مصنوعی: امروز نمیخواهم هیچ ایرانیای را ببینم که به خاطر این کینه و دشمنی، دلی را به درد آورد یا رنجی به کسی برساند.
نبردی که با کوش روز نبرددرآورد گوید که از راه برد
هوش مصنوعی: در اینجا به جنگی اشاره میشود که در آن، کسی که با تلاش و کوشش درگیر نبرد شده، میگوید که از طریق درست و اصولی میتواند به پیروزی دست یابد.
سپاه من و گنج من پیش توستهمان گنجم اندر کم و بیش توست
هوش مصنوعی: ارتش و ثروت من در دست توست، همان گنج من در خود توست که کم و زیادش به تو وابسته است.
ز دینار و اسب و قبا و کلاهببخش و ببر چند خواهی به راه
هوش مصنوعی: با داشتن پول و اسب و لباس و کلاه میتوانی ببخشی و ببری؛ چندان که بخواهی، در مسیر زندگی استفاده کن.
مگر رنج او کم کنی زین میانکه او ماند از تخم ضحّاکیان
هوش مصنوعی: آیا میتوانی در این میان اندکی از درد او بکاهی، زیرا او به شیوهای از نسل کسانی است که ظلم و ستم را به ارث بردهاند؟
جهان آنگهی گردد از رنج پاککه آن بدگهر نیز گردد هلاک
هوش مصنوعی: دنیا زمانی از رنج و درد رهایی مییابد که افراد بدسرشت و شرور نابود شوند.
گر او را فرستی تو ایدر به بندکلاهت برآید به چرخ بلند
هوش مصنوعی: اگر او را به اینجا بفرستی، کلاهت بر فراز آسمان بلند خواهد رفت.
ببینم یکی روی آن دیو زشتکه چندان دلیران ایران بکشت
هوش مصنوعی: میخواهم ببینم که آن موجود زشت چه شکلی دارد که این همه از دلیران ایران جان گرفته است.
چو پیروز گردی تو بر مرز چینبه نستوهِ شیرو سپار آن زمین
هوش مصنوعی: وقتی که بر سرزمین چین پیروز شوی، مثل شیر با قدرت و اراده، آن سرزمین را به دست بگیر و مدیریت کن.
بدو ده تو آن کشور و تاج و تختتو برگرد شادان و پیروزبخت
هوش مصنوعی: به او بگو برای آن کشور برود و تاج و تختش را با شادی و پیروزی به دست آورد.
بدو گفت قارن که فرمان کنمبدین آرزو جان گروگان کنم
هوش مصنوعی: قارن به او گفت که من این آرزو را جدی میگیرم و برای آن آمادهام که جانم را فدای آن کنم.
فزون زآن کنم کز جهاندار شاهشنیدم در آن نامور پیشگاه
هوش مصنوعی: بیشتر از آنچه که از شاه جهاندار شنیدم در آن جایگاه مشهور، انجام میدهم.