بخش ۲۴۴ - آمادگی چینیان برای ادامهٔ جنگ
هوش مصنوعی: وقتی سپاه به شهر برگشت و شاهی نبود، شور و هیاهو در کوی و بازار به پا شد. مردم، چه سپاهی و چه شهری، با احساسات مختلفی گرد هم آمدند؛ برخی خوشحال و برخی غمگین بودند. فریادهایی از درون کاخها بلند شد که شاه پولادپوش مشکلات را حل کند. مردم با خوشحالی از زیباییها و عطر گلها صحبت کردند و به رایزنی درباره وضعیت شهر پرداختند.
آنها در فکر چارهای برای آینده بودند و نگران بودند که چگونه پس از شاه چین زندگی کنند. تصمیم گرفتند برای حفظ شهر از هر چیزی، حتی اگر باید جان خود را نیز فدای آن کنند، تلاش کنند. مردم برای دفاع از شهر به دو دسته تقسیم شدند و در ورودیها مستقر شدند. دروازهها پر از لشکر بودند و همه جا پر از پرچمهای رنگارنگ شد.
چو بی شاه شد سوی شهر آن سپاهخروش آمد از کوی و بازارگاه
هوش مصنوعی: وقتی که آن لشکر بدون فرمانده به سمت شهر حرکت کردند، در کوچهها و میدانها ندا و سر و صدا بلند شد.
سپاهی و شهری برآمد به همگروهی ز شادی، گروهی ز غم
هوش مصنوعی: سپاهیان و شهرنشینان به طور همزمان به هم پیوستند؛ گروهی به خاطر شادی و گروهی به خاطر اندوه.
خروشی برآمد ز ایوان کوشکه زارا، یلا، شاه پولادپوش
هوش مصنوعی: صدایی از ایوان کوش برخاست که زارا، یلا و شاهی با زره فولادی در حال آمدن هستند.
بتانش همه پرده برداشتندغریو از بر چرخ بگذاشتند
هوش مصنوعی: بتانش همه پردهها را کنار زدند و صداهایی به آسمان فرستادند.
ز خوبان همه شهر غلغل گرفتگل تازه و مشک و سنبل گرفت
هوش مصنوعی: از زیباییهای شهر سر و صدایی به پا شده است، مانند گلی تازه و عطر مشک و سنبل.
سپاهی و شهری شدند انجمنجوانان و پیران همه رایزن
هوش مصنوعی: سپاه و مردم شهر گرد هم آمدند و جوانان و پیران با هم در مشورت و گفتگو هستند.
که ما از پس شاه چین، چون کنیم؟وگر دیده و دل پُر از خون کنیم
هوش مصنوعی: ما چگونه میتوانیم از پس شاه چین برآییم، اگر چشمانمان و دلمان از غم و درد پر شده باشد؟
ز ما شهر نتوان ستد هیچ کسنگه داشت باید شب و روز و بس
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از ما چیزی بگیرد، تنها باید شب و روز خود را صرف نگهداری و حفاظت از آن کنیم.
که مُردن به شهر از برِ شاه خویشبه از زنده در دستِ بدخواه خویش
هوش مصنوعی: مردن در شهری که تحت فرمانروایی پادشاه خودم باشد، بهتر از زندگی در دست کسی است که مرا به بند کشیده است.
ز بهر زن و بچّه و جان و چیزبکوشیم چندان که نیروست تیز
هوش مصنوعی: برای خانواده، عزیزان و جان خود باید تا جایی که میتوانیم تلاش کنیم و انرژیمان را صرف کنیم.
برآن بر نهادند مردم دو بهرکه رزم آورند و بدارند شهر
هوش مصنوعی: مردم بر آن شدند که دو دسته تشکیل دهند؛ یکی برای جنگیدن و دیگری برای نگهداری از شهر.
به دروازهها بخش کردند بازسپاهی و شهری که بُد رزمساز
هوش مصنوعی: سپاهیان و شهری که فرماندهاش جنگجو بود، به دروازهها تقسیم شدند.
به دروازهها لشکر انبوه شدز جوشن سر باره چون کوه شد
هوش مصنوعی: دروازهها مملو از لشکری شدند که مثل کوه، سر به آسمان گذاشته بود و زرههایشان درخشان و درشت بودند.
سری را سپردند از آن هر دریدرفشی برافراخت هر سروری
هوش مصنوعی: سری را به دروازهای سپردند و پرچمی را بر افراشتند که نشانهای از قدرت و فرمانروایی است.
همه باره شد سرخ و زرد و بنفشز بس گونه گون پرنیانی درفش
هوش مصنوعی: در هر زمان، رنگهای سرخ، زرد و بنفش به خاطر تنوع و زیباییهای پرنیان، جلوهگری میکنند.