بخش ۲۶۹ - تسلیم شهر و زنهار دادن کوش سپاه قراطوس را
هوش مصنوعی: مردم از پیغام یک پادشاه ترسیدند و برای جلب رضایت او به شهر آمدند. هدایای زیادی برای او آوردند و از او پوزش خواستند. پادشاه، قراطوس، گنجینهای از شهر را برداشت و به لشکر خود آورد. او به سپاهش دستور داد که هیچکس بدون اجازه او وارد شهر نشود. قراطوس با نامههایی به سپاهش دستور داد که پیاده و سواره به قلعهاش بیایند و از او بخواهند که ببخشد. وقتی سپاه به او رسید، هدایایی برایش آوردند و همگی از او آمرزش خواستند. قراطوس از گناه آنها گذشت اما هشدار داد که اگر دوباره از او سرپیچی کنند، دیگر بخششی نخواهد کرد. سپس به آنها دستور داد که با سپاه ایرانیان به خوبی رفتار کنند و از ایجاد تنش خودداری کنند. در نهایت، دو لشکر با هم آشتی کردند و هرگونه کینه و دشمنی را کنار گذاشتند.
بترسید مردم ز پیغام اویبدادند هم در زمان کام اوی
هوش مصنوعی: مردم باید از پیام او به شدت بترسند، زیرا او در زمان خوشی و رفاه خود، این پیام را فرستاده است.
گشادند شهر و شدندش به پیشهمی هدیهای ساخت هر یک ز خویش
هوش مصنوعی: شهر را گسترش دادند و هر کس به برگزاری و تقدیم هدیهای از جانب خود تلاش کرد.
فراوان گهر بر سرش ریختندبسی لابه و پوزش انگیختند
هوش مصنوعی: برایش جواهرات زیادی ریختند و به خاطر این کارها، خیلی از او خواهش و عذرخواهی کردند.
بپرسیدشان کوش و پس با سپاهبه شهر اندر آمد به ایوان شاه
هوش مصنوعی: از آنها پرسیدند و سپس با گروهی به شهر رفتند و به کاخ پادشاه وارد شدند.
سرای قراطوس پُر گنج دیدکه دست نویسنده بر رنج دید
هوش مصنوعی: در خانهای پر از گنج، نویسندهای را مشاهده کرد که به سختی و زحمت در حال نوشتن است.
شتر خواست از دشت و مردان کاربفرمود تا ساربان کرد بار
هوش مصنوعی: شتر از بیابان خواست تا بارش را ببرند و مردان را برای این کار فرمان داد تا بار را بر دوش شتر بگذارند.
به یک هفته گنج قراطوس شاهتهی کرد و برداشتش تاج و گاه
هوش مصنوعی: در مدت یک هفته، گنج عظیم قراطوس شاه را خالی کرد و تاج و تختش را برداشت.
به هشتم به لشکرگه آورد گنجرها کرد در شهر مردان رنج
هوش مصنوعی: در روز هشتم، او گنج را به میدان نبرد آورد و در شهر مردان، رنج و درد را رها کرد.
سواران شمشیرزن سی هزارچنین گفت با لشکری نامدار
هوش مصنوعی: سی هزار سوار شجاع و کارآزموده با لشکری برجسته و مشهور به این سخن گفتند.
که بی مُهر و فرمان من زآن سپاهنباید که در شهر یابند راه
هوش مصنوعی: کسی که بدون اجازه و دستور من باشد، نباید از آن سپاه در شهر عبور کند یا ورود پیدا کند.
سپاه قراطوس را زآن سپسفرستاد با نامهها چند کس
هوش مصنوعی: پس از آن، گروهی را به همراه نامههای متعدد به سوی سپاه قراطوس فرستاد.
که دادم شما را به جان زینهارپیاده هر آن کس که هست و سوار
هوش مصنوعی: من شما را به جانم سپردم، پس مراقب باشید که هر کسی که باشد، چه پیاده و چه سوار، باید مورد احتیاط قرار گیرد.
به لشکرگه آرید خرگاه خویشبه جان ایمن از تیغ بدخواه خویش
هوش مصنوعی: به میدان جنگ کاروان خود را بیاورید و جانتان را از خطر دشمن حفظ کنید.
اگر پیش تو سرد گوید کسیز ما خواری آید بر او بر بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی در نزد تو از ما به زبان سردی سخن بگوید، این موضوع باعث خوار و خفیف شدن او خواهد شد.
مگر خویش و پیوند آن تیرههوشکه گشتند با ما چنین سختکوش
هوش مصنوعی: آیا این خانواده و بستگان ما که با ما اینگونه جدیت و تلاش کردهاند، به خاطر هوش و ذکاوت خودشان است؟
کشیدن سر از راه شاه بلندنگر، تا چه بار آورد جز گزند
هوش مصنوعی: از مسیر اصلی و مهم خارج نشو، زیرا این کار چه نتایجی به همراه دارد جز آسیب و خطر.
که ایشان گنهکار و بدگوهرندبه پادافره تیغ ما در خورند
هوش مصنوعی: این اشخاص از اهل گناه و بدی هستند و سزاوارند که به خاطر اعمالشان مجازات شوند.
چو از تیغ کوش ایمنی یافتندبه لشکرگه خویش بشتافتند
هوش مصنوعی: وقتی که آنها از خطر و تیرهای دشمن در امان شدند، به سرعت به سمت اردوگاه خود رفتند.
دگر روز گردنکشان و سپاهبسی هدیه بردند نزدیک شاه
هوش مصنوعی: در روزی دیگر، قهرمانان و سربازان زیادی هدایایی را نزد شاه آوردهاند.
نهادند رخسارگان بر زمینهمی خواند هرکس بر او آفرین
هوش مصنوعی: صورتهای زیبا را بر زمین قرار دادند و هر کس به زیبایی آنها احسنت و تحسین میکند.
وزآن پس، چنین گفت هرکس که شاهبیامرزد این بار ما را گناه
هوش مصنوعی: از آن پس، هرکس بگوید که شاه ما را ببخشد، گویی ما را مقصر میداند.
قراطوس بود و نیاگان اونیاگان ما زیر فرمان او
هوش مصنوعی: قراطوس و اجداد او، اجداد ما نیز زیر نظر و اطاعت او بودند.
نه رای و نه آیین بد داشتیمکه راه نیاگان خود داشتیم
هوش مصنوعی: ما نه رأی و نه روشی ناپسند داشتیم، بلکه از راه و روش اجداد خود پیروی میکردیم.
چو گردن کشد بنده از شهریارنباشد پسندیدهٔ هوشیار
هوش مصنوعی: وقتی که من گذاشته شده از طرف قدرت حاکم طغیانی کنم، این رفتار برای انسانهای با هوش و فرزانه پسندیده نیست.
کنون چون چنین روی برتافت بختاز او بستد و شاه را داد تخت
هوش مصنوعی: اکنون که تو چنین رفتار کردی، بخت از او روی برگردانید و به شاه تخت و مقام را بخشید.
همه بندگانیم بستهمیانوگر پیش تختش سرآید زمان
هوش مصنوعی: ما همه بندگان خدا هستیم و در دنیا به او وابستهایم، و زمانی که فصل حسابرسی برسد، همه باید در برابر او حاضر شویم.
رمانش بی زفر ننهیم پایگر آمرزش آرَد به ما بر به جای
هوش مصنوعی: ما داستانش را بدون نقص و عیب نمیگذاریم؛ اگر بخشش و آمرزش به ما برسد، جای آن را خواهیم گرفت.
به رخ تازه شد کوش و بنواختشانبه اندازه بر پایگه ساختشان
هوش مصنوعی: به تازگی با تلاش و محبت از آنها استقبال شد و به اندازهای که شایستهاش بودند، برایشان پایهای محکم ساخته شد.
از این بار، گفتا، شما را گناهببخشودم و برنهادم به شاه
هوش مصنوعی: از این به بعد، گفت: من گناه شما را بخشیدم و شما را به پادشاهی بازمیگردانم.
اگر بار دیگر ز فرمان منبتابید گردن ز فرمان من
هوش مصنوعی: اگر دوباره از اطاعت من سرپیچی کنید، مانند گردنی که از فرمان صرف نظر کند.
شما را به نزدیک من زینهارنباشد، نه آمرزش آرم به کار
هوش مصنوعی: شما نزد من امنیت ندارید، من هیچ بخششی برای شما نمیتوانم انجام دهم.
کنون شاد و خشنود گردید بازسراسر بدین لشکر آرید ساز
هوش مصنوعی: حالا با خوشحالی و رضایت دوباره به میدان بیاید و تمام تجهیزات را به این لشکر بیاورید.
به چیزی که آن دیگری راست، دستنباید کشیدن چو بیهوش و مست
هوش مصنوعی: نباید به چیزی که دیگران درست میدانند، بیدلیل و بیتفکر دست بزنیم. مانند کسی که در حالت بیهوشی یا مستی است و نمیتواند خوب تصمیم بگیرد.
جز آن چیز کآن خود شما را بوَدمگر بند کز سنگ خارا بوَد
هوش مصنوعی: به جز چیزی که متعلق به خودتان است، هیچ چیز دیگری برای شما وجود ندارد، مگر اینکه آن چیز همچون بندی از سنگ سخت و محکم باشد.
چو برداری آن را که بنهادهایبه بند اندری گرچه آزادهای
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که خودت در دام افکندهای برداری، هرچند به نظر آزاد و رها میآیی، اما در واقع هنوز در بند آنی.
سپاه آفرین کرد و گشتند بازکشیدند نزدیک او رخت و ساز
هوش مصنوعی: بنیادگذار ارتش را ترتیب داد و پس از آن به سوی او بازگشتند و لوازم و تجهیزات خود را نزدیک او آوردند.
وزآن پس به ایرانیان گفت شاهکه دشمن کنون با شما گشت راه
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه به ایرانیان گفت که دشمن اکنون با شما در حال نبرد است.
برایشان نباید که خواری کنیدهمه خوبی و سازگاری کنید
هوش مصنوعی: نباید در برابر آنها ذلت نشان دهید و باید تمام تلاشتان را برای خوبی و سازگاری بکنید.
بباشید با آن سپه یکدلهنخواهم که باشد کسی را گله
هوش مصنوعی: با آن گروه دلیر که یکدل و یکرنگ هستند بمانید، زیرا نمیخواهم کسی در دلش غمی داشته باشد.
بیامیخت آن هر دو لشکر بهمبهم بودشان شادمانی و غم
هوش مصنوعی: دو لشکر با هم در هم آمیختند و حالاتی از شادی و اندوه در میان آنها وجود داشت.
سراپردهٔ دشمن و هرچه بودبدیشان ببخشید و خوبی نمود
هوش مصنوعی: دوست با تمام مشکلات و سختیهایی که از سوی دشمنانش متحمل شده، با بزرگواری و نوعدوستی، همه آنها را فراموش کرده و به جای انتقامجویی، خوبی و نیکی را انتخاب کرده است.
زن و بچه و گنج او گاه خواببه کشتی فرستاد از آن سوی آب
هوش مصنوعی: زن و بچه و ثروت او گهگاهی او را به دریا میفرستند تا از آن طرف آب چیزی بیاورد.