بخش ۲۸۱ - یافتن دو کان زر
هوش مصنوعی: در این شعر، دو کان با ارزش و گرانبها توصیف شدهاند. یکی از این کانها در نزدیکی شهر سوان قرار دارد که برای رسیدن به آن باید دو هفته زیر ریگهای روان حرکت کرد و همچون که گوهری پاک و درخشان، زحمتهای بسیاری را برای یافتن آن متحمل شد. کان دیگر در نزدیکی سکماسه و در مسیری دور از آب و آبادانی واقع است، جایی که بعد از گذشت هفت روز، گنجی بینظیر پدید میآید. این شعر بیانگر دشواریهای یافتن گنج و ارزشمندی آنهاست و نشان میدهد که شادکامی و ثروت در تلاش و رنج نهفته است. در نهایت، این جستجو با بازگشت خودکامه از باختر، بر سر زبانها میافتد و آوازهاش در سراسر جهان منتشر میشود.
دو کانِ گزیده به چنگ آمدشکه زرّ گرامی چو سنگ آمدش
هوش مصنوعی: دو چیز با ارزش و نایاب به دست او رسید، اما طلا که بسیار گرانبها بود، برای او مانند سنگ بیارزش به نظر آمد.
یکی کان از آن سوی شهر سوانبه دو هفته در زیر ریگ روان
هوش مصنوعی: کسی که از آن طرف شهر، در دو هفته زیر چیزی نرم و روان میگذرد.
کشیده به «عیذاب» و مرز حبشچنان گوهر پاک خورشیدفش
هوش مصنوعی: در دل تاریکی و سختیها، همچون درخشش نیکو و خالص یک گوهر، نور خورشید میتابد.
به راهی که گر تیر برداشتیچنان راه بیراه بگذاشتی
هوش مصنوعی: در مسیری که اگر تیر را برداشتی، به قدری بیراهه رفتی که در آن جا نمیتوانی درست جهت را پیدا کنی.
نه آباد جایی و نه چاهی بر آبهمه ریگ جوشیده از آفتاب
هوش مصنوعی: در جایی نه نشانهای از شهر و آبادی است و نه چاهی برای دسترسی به آب. همه جا تنها ریگهایی است که از گرمای آفتاب به وجود آمدهاند.
به نزد «سَکِمّاسَه» کانِ دگرکه زرّی ندیدی از آن پاکتر
هوش مصنوعی: در نزد سَکِمّاسَه، چیزی پیدا میشود که از طلا نیز خالصتر و پاکتر است.
چو از روبله بگذری هفت روزپدید آمد آن کان گیتیفروز
هوش مصنوعی: هرگاه از آن مرحله دشوار عبور کنی، پس از هفت روز، نور و روشنی زندگی به شکلی چشمنواز به وجود خواهد آمد.
چنین تا به مرز سیاهان زفتزبانه کشیدهست زرّ، ای شگفت
هوش مصنوعی: اینجا آمده است که در مرزهای سرزمین سیاهان، زردی و درخشش زر مانند زبان آتش به جلو کشیده شده است، که واقعا شگفتانگیز است.
نپرّد در آن راه پرّان عقابز بیآبی و تابش آفتاب
هوش مصنوعی: عقاب در آن مسیر پرواز نمیکند، زیرا به خاطر کمبود آب و تابش شدید آفتاب، قادر به پرواز نیست.
همه گنجها زیر رنج اندر استهمه شادکامی به گنج اندر است
هوش مصنوعی: تمامی نعمتها و موفقیتها از دل سختیها و زحمتها به دست میآید و شادی و خوشبختی نیز در همین تلاش و کوشش نهفته است.
یکی خاربن در همه مرز و بومنیابی ز ریگ روان و سموم
هوش مصنوعی: در همه جا و در هر نقطهای، هیچگاه نمیتوانی حتی یک خار را هم پیدا کنی، زیرا همه جا پر از شن و طوفانهای سوزان است.
به گاه بهاران و گاه خزانهمی گنجها را ببالید از آن
هوش مصنوعی: در فصول بهار و پاییز، گنجینهها و ثروتها به خاطر زیبایی و رونق طبیعت بیشتر شکوفایی و رشد پیدا میکنند.
چو خودکامه از باختر بازگشتسراسر جهان زو پُر آواز گشت
هوش مصنوعی: وقتی خودکامهای از غرب برگشت، تمام جهان پر از صدا و خبرها شد.