بخش ۲۸۸ - پاسخ نامهٔ کوش به شاه فریدون
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر نامهای از شاه خورشید چهر، بسیار شاد و دلخوش میشود. او از طرف شاه به کارهای مهراج هندو دعوت میشود تا سپاه بزرگی به سوی او بفرستد. انتظار میرود که این سپاه در مدت دو سال به آنجا برسد و یک سال دیگر هم برای آمادهسازی جنگ لازم است. این فرد نگران است که در نبود سپاه، سرزمینش ویران شود و مردم با مشکلات و بیداد مواجه شوند. او با شجاعت میگوید که با فرمان شاه هرچقدر نیاز باشد سپاه میفرستد، تا مهراج هندو را نابود کند و کشور تحت فرمان شاه را حفظ نماید. پایان شعر نشاندهنده شتاب و تلاش او برای پیشرفت در این مسیر است.
یکی پاسخش کرد از آن پس به مهرکه از نامهٔ شاه خورشیدچهر
هوش مصنوعی: یکی به محبت و با حسن نیت پاسخ او را داد و گفت که از نامهی پادشاهی که چهرهاش مانند خورشید میدرخشد، آمده است.
ز شادی ببالید بر رخ گلمز رامش بخندید جان و دلم
هوش مصنوعی: از خوشحالی، گل صورتم شکوفا شده و از شادی، جان و دلم به خنده درآمده است.
ز روی دگر شد دلم ناتوانز مهراج هندو هم از هندوان
هوش مصنوعی: دل من از محبت دیگری ناتوان شده است؛ حتی از محبت هندیها و مهراجهایشان.
مرا خواند شاه از پی کار اوبدان تا فرستد به پیگار او
هوش مصنوعی: شاه از من خواسته که به کار او رسیدگی کنم تا بتواند کسی را به دنبال او بفرستد.
بداند شهنشاه خورشیدفرکه با ما سپاهیست بسیار مر
هوش مصنوعی: سلطان خورشید میداند که در کنار ما سپاهی بزرگ وجود دارد.
به دو سال گرد آید ایدر سپاهبه دو سال دیگر رسم نزد شاه
هوش مصنوعی: پس از دو سال، نیروها به این جا خواهند آمد و در دو سال بعد، به سوی شاه خواهند رفت.
یکی سال دیگر بباید درنگبدان تا شود ساخته ساز جنگ
هوش مصنوعی: یک سال دیگر باید صبر کرد تا مقدمات و تجهیزات لازم برای جنگ آماده شود.
چنین روزگاری بخواهد کشیدکه داند که گردون چه آرد پدید!
هوش مصنوعی: زمانهای خواهد آمد که کسی نمیداند آینده چه حوادثی را به وجود خواهد آورد.
و دیگر که آگاه گردد سیاهکه رفتیم و بردیم از ایدر سپاه
هوش مصنوعی: و دیگر اینکه وقتی سیاه متوجه شد، متوجه شد که ما به کجا رفتیم و سپاهیان را با خود بردیم.
بیایند وین مرز ویران کنندکنام پلنگان و شیران کنند
هوش مصنوعی: بیایید و این سرزمین خراب را ویران کنید، جایی که پلنگان و شیران زندگی میکنند.
شود رنج ما باد و کشور تباهبه مردم رسد رنج و بیداد شاه
هوش مصنوعی: اگر رنج ما به باد برود و کشور ویران شود، این درد و ستم به مردم میرسد و نتیجهاش ستمگری شاه خواهد بود.
از ایدر گذشتن مرا نیست رویچو فرمان دهد شاه آزادهخوی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از جایی عبور کنم، زیرا اگر شاه آزادمنش فرمان بدهد، من به آن عمل میکنم.
فرستمْش چندانک باید سپاهسواران جنگاور رزمخواه
هوش مصنوعی: او را به اندازهای میفرستم که نیاز به تعداد زیادی سواران جنگجو و جنگآور باشد.
سه ساله من از گنج روزی دهمبسی هدیه و دلفروزی دهم
هوش مصنوعی: من سه سال است که با داشتن گنجی از روزی، به دیگران هدیهها و شادیهای زیادی میدهم.
بیایند و مهراج را برکَنندبه تیغ از تن هندوان سر کَنند
هوش مصنوعی: بیاورند و مهراج را از قدرت برکنند و به وسیله تیغ، سر هندوان را از بدن جدا کنند.
ز ما آفرین باد بر جان شاهجهان سر بسر زیر فرمان شاه
هوش مصنوعی: از ما برای جان پادشاه جهان ایجاد برکت باد، که سر و جانمان زیر فرمان اوست.
چو پوینده از کوش خشنود گشتدر آن ره شتابانتر از دود گشت
هوش مصنوعی: زمانی که راهپیمای خسته از تلاشش راضی و خوشحال شد، در آن مسیر با سرعتی بیشتر از دود به حرکت درآمد.