بخش ۲۹۲ - گریختن گروهی از ایرانیان به نزد فریدون
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی درباره گفتگوی شاه و مهتران (مردان بزرگ) ایران روایت میشود. شاه به مهتران میگوید که تاج و تخت خود را از کوشش و فداکاری آنان به دست آورده و از آنها تقدیر میکند. او به آنها میگوید که برای حفظ امنیت و آرامش کشور، بهتر است که از درگیری و فرار از جنگ بپرهیزند. شاه اعلام میکند که هر کسی که بخواهد میتواند با نیروی جنگی به او بپیوندد و در کنار او باشد. مهتران نیز از شاه قدردانی کرده و برای او آرزوی موفقیت میکنند. آنها بر این نکته تأکید میکنند که در جنگها زحمت زیادی متحمل شدهاند و در عین حال، نگران وضعیت خود و عزیزانشان هستند. در پایان، توافق میشود که به زودی پیامهایی به شاه ارسال کرده و به دربار برگردند.
برآمد بر این بر بسی روزگارندیدند گردان جز آن روی کار
هوش مصنوعی: در طول روزگار، هیچ چیز جز زیبایی آن چهره را مشاهده نکردند.
کز آن جا گریزنده گردند بازهمی هرکسی از نهان کرد ساز
هوش مصنوعی: هر کسی از آنجا که دور میشود، دوباره به سوی آن بازمیگردد و این به خاطر آن است که در دل هر فرد رازهایی وجود دارد که آنها را پنهان میکند.
از ایشان به کوش آمد این آگهینشست از بر تخت شاهنشهی
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که از میان آنها، خبری به ما رسید که از روی تخت شاهنشاهی نشسته است. به عبارت دیگر، اطلاعاتی به ما منتقل شده که ریشه در مقام و قدرت بالایی دارد.
همه مهتران را برِ خویش خواندبه خوبی فراوان سخنها براند
هوش مصنوعی: او همه سرشناسان را به خود دعوت کرد و با سخنانی زیبا و دلنشین، آنها را به صحبت واداشت.
جدا هر یکی را به مردی ستودبسی پوزش و مهربانی نمود
هوش مصنوعی: هر کسی را به خاطر مردانگیاش ستایش کرده و از او بابت مهربانی و دوری از خشم عذرخواهی کرده است.
که ما تاج و تخت از شما یافتیماز ایران چو بر جنگ بشتافتیم
هوش مصنوعی: ما تاج و تخت را از شما به دست آوردیم زمانی که به جنگ با ایران شتافتیم.
بسی رنج دیدید در پیش ماچو پیوند مایید و چون خویشِ ما
هوش مصنوعی: شما در برابر ما سختیهای زیادی را تجربه کردهاید، چون به ما وابستهاید و مثل یک خانواده به ما نزدیکید.
شنیدم که دارید راه گریزنباید نمودن بدان سان ستیز
هوش مصنوعی: شنیدم که باید در برابر مشکلات تسلیم نشوید و از راه فرار استفاده نکنید.
هر آن کاو بباشد بر این بارگاهبه گردون رسانم مر او را کلاه
هوش مصنوعی: هر کس که در این مکان حضور داشته باشد، من او را به مقام والایی در آسمان خواهم رساند.
همیشه سر انجمن دارمشگرامیتر از جان و تن دارمش
هوش مصنوعی: همیشه برای من مهمترین چیز، جایگاه و احترام او در جمع است و او را از جان و تن خود نیز عزیزتر میدانم.
کرا آرزو نیست کایدر بودخداوند فرمان و کشور بود
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزویی ندارد، خداوند او را در فرمانروایی و قدرت خود قرار نمیدهد.
چو خواهد که سوی خنیره شودهمان به کجا تا به تیره شود
هوش مصنوعی: وقتی که بخواهد به سمت تاریکی برود، بهتر است که وقتی به آنجا رسید، همانجا بماند تا وارد تاریکی نشود.
نهانش چرا رفت باید به راهچو خواهد فرستیم با او سپاه
هوش مصنوعی: چرا باید به راه کسی که پنهان است رفت؟ اگر او بخواهد، ما میتوانیم همراه او گروهی بفرستیم.
همه مهتران خواندند آفرینکه ای نامور شهریار زمین
هوش مصنوعی: تمام بزرگمردان بر تو درود فرستادند و گفتند: ای پادشاه مشهور و نامدار، تو مانند شهریاری برای زمین هستی.
همه ساله بخت تو همراه بادزبان بدان از تو کوتاه باد
هوش مصنوعی: هر سال، بخت تو مانند نسیمی میآید و با تو همراه میشود، اما باید مراقب باشی که زبانی تحت کنترل داشته باشی تا بختت دچار مشکل نشود.
فریدون فرخنده ما را توییکه بر ما تو فرّختر از خسروی
هوش مصنوعی: فریدون خوشبخت، تویی که برای ما از هر شاه و خسرو، بزرگتر و خوشاقبالتری.
از ایران همه بینوا آمدیمچو با شاه فرمانروا آمدیم
هوش مصنوعی: ما از سرزمین ایران با حالتی پریشان و بیپناه آمدیم، وقتی که به حضور شاه قدرتمند رسیدیم.
کنون مایه و ساز داریم و گنجاگرچه کشیدیم با شاه رنج
هوش مصنوعی: اکنون ابزار و وسایل لازم را داریم و اگرچه با شاه مشکلاتی را تحمل کردیم، اما گنج و ثروتی در دست داریم.
نیاگان ما رنج دیدند نیزز شاهان پیشین گرفتند چیز
هوش مصنوعی: پدران ما نیز از شاهان گذشته زحمت کشیدند و رنج بسیاری را متحمل شدند.
ولیکن نه چندانک ما یافتیمچو اندر پی شاه بشتافتیم
هوش مصنوعی: اما ما به آناندازه که انتظار داشتیم، به مقصد نرسیدیم؛ زیرا وقتی که به دنبالش رفتیم، چیزهای مورد نظر را نیافتیم.
جهان آفرین از تو خشنود باددل بدسگالت پُر از دود باد
هوش مصنوعی: خداوندی که دنیا را به وجود آورده، از تو راضی باشد و دل بدخواه تو همیشه پر از غم و اندوه باشد.
ولیکن تو دانی که سالی چهلبرآمد که ما برگرفتیم دل
هوش مصنوعی: اما تو میدانی که سالی چهل بار گذشت که ما دل خود را برداشتیم.
ز شهر و زن و بچّه و خان و مانپُر اندیشه دل تا کی آید زمان
هوش مصنوعی: دل پر از نگرانی است از شهر، زن، فرزند و خانه تا چه زمانی این وضعیت ادامه خواهد داشت؟
چه مایه ز یاران ما کشته شدچه مایه به خاک اندر آغشته شد
هوش مصنوعی: چقدر از دوستان ما به قتل رسیدند و چقدر به خاک سپرده شدند.
به ایران ندانند ما را به نامکه زنده کدام است و مُرده کدام
هوش مصنوعی: ما را در ایران به نام نمیشناسند، زیرا تفاوتی میان آنچه زنده است و آنچه مرده است وجود ندارد.
به دستوری شاه یک باره بیشبه ایران بباشیم بر جای خویش
هوش مصنوعی: با فرمان شاه، یکباره در ایران میمانیم و در جای خود ثابت میمانیم.
سر سال چون نامه آید به شاهشتابیم یکسر بدین بارگاه
هوش مصنوعی: وقتی سال به پایان میرسد و نامهای به شاه میرسد، بیدرنگ به این دربار میشتابیم.
چنین داد پاسخ کِی نامدارکه شاید کنون چون بسازید کار
هوش مصنوعی: او چنین پاسخ داد که شاید در حال حاضر شما چگونه کارها را انجام میدهید.
به دستوری بازگشتن به دربگوییم با موبد ناموَر
هوش مصنوعی: در صورتی که کسی بخواهد به دستور یا فرمانی بازگردد، او باید با شخصی با مقام و نامی معروف صحبت کند.
بزرگان ز پیشش برون آمدندز شادی که داند که چون آمدند!
هوش مصنوعی: بزرگان با خوشحالی از پیش او خارج شدند، زیرا میدانستند که او چگونه به آنجا آمده است.