تناجی
ایرانشان ابن ابی الخیر

بخش ۲۹۱ - دلتنگی کوش از نامه‌های فریدون

ببردند و بر کوش کردند یاددژم گشت از ایشان و پاسخ نداد
وزآن پس چنان گفت کاری رواستکند هرچه خواهد که او پادشاست
مرا نامه کرده‌ست هم زین نشانکه زی ما فرست آن همه سرکشان
کنون کرد باید شما را درنگیکی تا سگالیم زین نام و ننگ
بزرگان از او بازگشتند شادهمی هر کسی دل به رفتن نهاد
دل کوش از آن نامه‌ها تنگ شدسوی چاره و بند و نیرنگ شد
همی هیچ گونه نیامدش رایکه آن سرکشان را دهد باز جای
کز ایشان بزرگی و آن کام یافتوزایشان در آن کشور آرام یافت
یلان جهانگیر کشورگشایدلیران جنگی رزم‌آزمای