بخش ۳۱۹ - ادامهٔ جنگ بیحضور قارن به مدت یک هفته
هوش مصنوعی: دل سلم از داستانی غمگین شد و برآشفت. او فرمان داد تا همه سران لشکر را جمع کنند و به آنها گفت که فردا صبح باید برای نبرد با دشمنان آماده شوند تا آنها بدانند که قارن تنها فردی نیست که برای جنگ آمده و همچنین یادآور شد که قارن از آسمان نیامده است. شب سپاه بار دیگر به رزم و جنگ اندیشیدند و صبح روز بعد، نعره و هیاهوی نبرد در دشت طنین انداز شد. هر دو سپاه، از جمله دلیران ایران، توران و روم، به نبرد مشغول شدند و جنگ به شدت درگرفت. بسیاری در این نبرد کشته شدند و زمین به خون آغشته شد. بعد از جنگ شب، هر دو سپاه به عقب برگشتند و خبر دوباره به جبهه جنگ ارسال شد.
دل سلم از آن داستان شد دژمبرون رفت رخسارگان پُر ز نم
هوش مصنوعی: دل سلم به خاطر آن ماجرا ناراحت و غمگین شد و صورتهای زیبا از اشک پر شدند و از آن حالت خارج شدند.
ز لشکر یکایک سران را بخواندشنیده همه پیش ایشان براند
هوش مصنوعی: از بین سربازان، به تک تک سران دستور دهد که شنیدهها را به اطلاع دیگران برسانند.
چنین گفت ازاین پس که فردا پگاهبسازید بر دشمنان بر سپاه
هوش مصنوعی: گفت که از این پس در صبح فردا بر دشمنان آماده شوید و علیه آنها صف آرایی کنید.
همه رزم سازید با دار و بردبدان تا بدانند مردانِ مرد
هوش مصنوعی: همه باید با هم در مقابله با ظلم و ستم اتحاد کنند تا مردان واقعی شجاعت و راستی را بشناسند.
که قارن نَه از آسمان آمدهستوگر اژدهای دمان آمدهست
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که اگرچه قارن (شخصیتی افسانهای) به طرز معجزهآسا و شگفتانگیزی به نظر میرسد، اما او نمیتواند از آسمان آمده باشد. در واقع، این نگرش وجود دارد که ممکن است او از جایی دیگر و به شکل عجیبی به وجود آمده باشد، شبیه به اژدهایی که در حال دمیدن دمی است. این بیان کنایهای از شگفتی و ناشناخته بودن منشأ وجود این شخصیت دارد.
نَه قارن نمودهست آن دستبردکه شیران نمودند و مردان گُرد
هوش مصنوعی: این دستبردی که انجام شده، نه مانند حملهای است که شیران و جنگجویان شجاع به نمایش گذاشتهاند.
بگفت و برآسود و لختی بخفتهمه مهتران با سپاه این بگفت
هوش مصنوعی: او سخن گفت و آرام شد و کمی خوابش برد، همه سرداران با سپاه این را بیان کردند.
بزرگان سپه را چو دادند دلبه کُشتن همه برنهادند دل
هوش مصنوعی: وقتی بزرگان سپاه تصمیم به جنگ و کشتن گرفتند، همهی احساسات و عواطف خود را کنار گذاشتند و به این امر تن دادند.
همه شب همی رزم را ساختندچو شد روز نعره برافراختند
هوش مصنوعی: در تمام شب به آمادگی و نبرد مشغول بودند و زمانی که صبح شد، فریاد و سر و صدای بزرگی به راه انداختند.
برآمد خروشیدن کوس و نایچو دریا بجوشید لشکر ز جای
هوش مصنوعی: صدای کوس و نای به بلندای آسمان برخاست و همانطور که دریا به جوش و خروش آمد، لشگر نیز از جایش به حرکت درآمد.
دلیران ایران و توران و رومکشیدند صف بر چنان دشت شوم
هوش مصنوعی: دلیران از کشورهای ایران، توران و روم در یک دشت خطرناک و هولناک صف آرایی کردند.
چو از لشکر سلم بر شد خروشسپه را به رزم اندر آورد کوش
هوش مصنوعی: زمانی که صدای به پاخیزش لشکر سلم به گوش رسید، سپاه را به جنگ آماده کرد و به تلاش انداخت.
فروغِ سرِ نیزه بر نم رسیدز خون یلان خاک را نم رسید
هوش مصنوعی: نوری که از سر نیزه میتابد، مانند خون شیران بر زمین نمیافتد و خاک را آغشته نمیکند.
چنان سخت کوشید هر دو سپاهکه یک نیمه زیشان تبه شد پگاه
هوش مصنوعی: هر دو ارتش به شدت تلاش کردند بهگونهای که نیمهای از نیروهایشان در صبحگاه نابود شد.
برآن دشتِ کین کُشته انبوه شدزمین از تن خسته چون کوه شد
هوش مصنوعی: در آن دشت که جنگ و خونریزی زیادی رخ داد، زمین به خاطر تعداد زیاد کشتهها آنقدر زیر بدنهای خسته پر از تنش شده که شبیه کوه به نظر میرسد.
برون رفت سلم از میان سپاهپسِ پشتِ او نامداران شاه
هوش مصنوعی: سلم از میان لشکر خارج شد و پشت سر او نامداران شاه بودند.
برافگند بر دشمنان خویشتنبکُشت از دلیران بسی تیغزن
هوش مصنوعی: او بر دشمنانش حملهور شد و تعداد زیادی از دلیران را با شمشیرش از پای درآورد.
که از خستگی کوش رنجور بودز کوشش بدان چندگه دور بود
هوش مصنوعی: از شدت خستگی، زندگی برای او دشوار شده و با تلاش مکرر، از هدفی که دارد، دور افتاده است.
چو شب گشت، برگشت هر دو سپاهطلایه بیامد سوی رزمگاه
هوش مصنوعی: وقتی شب شد، هر دو سپاه به عقب برگشتند و پیش رو به سوی میدان نبرد حرکت کردند.