شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و ارادت عمیق شاعر به معشوق میپردازد. شاعر از دردها و رنجهایی که به خاطر عشق به معشوق تحمل کرده، صحبت میکند و از وفاداری و استقامت خود در برابر سختیها میگوید. او به زیبایی و جذبه معشوق اشاره کرده و میگوید که بودن در کنار او مثل آب حیات شیرین است. در نهایت، او از این که همواره عشق و ارادتش به معشوق را علنی کرده، سخن میگوید و به عمق ارتباط عاطفیاش اشاره میکند.
هزار بار نمک ریخت بر جراحت مابشیوهای ملاحت، زهی ملاحت ما!
هوش مصنوعی: هزار بار آزار و درد را بر زخم ما ریختند، اما با زیبایی و دلربایی خود، ما را خوشحال کردند!
ز دست جور جهان دل خلاص گشت تمامز سعیها که غمش کرد در حمایت ما
هوش مصنوعی: از دست ظلم و ستم این دنیا، دل ما از تمام تلاشهایی که برای راحتی دیگران کردیم، رهایی یافته است.
هزار تیغ جفا از تو بر جگر خوردیمخلل پذیر نشد ذره ای ارادت ما
هوش مصنوعی: ما در برابر بدیهای تو هزاران ضربه را تحمل کردیم، اما ذرهای از محبتمان به تو کاسته نشده است.
بیا، که با تو چو آب حیات شیرینستهزار تیغ ستم گر شود حوالت ما
هوش مصنوعی: بیا تا با هم زندگی شیرینی را تجربه کنیم، حتی اگر در برابر ما ظلم و ستم بیپایان باشد.
اگر سؤال کند: آفت دل و دین کیست؟بچشم مست تو باشد همه اشارت ما
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو بپرسد که آفت جان و ایمان چیست، جواب ما تنها نگاه مست و سرخوش توست که تمام اشارات را شامل میشود.
تویی که شاهد جانی باول و آخرهمین بود نفس آخرین شهادت ما
هوش مصنوعی: تو هستی که شاهد جانباختهها هستی و در پایان این ماجرا، آخرین نفس و آخرین گواهی ما نیز همین است.
چو سر حسن تو شد کشف جان قاسم گفتکه: فاش شد به جهان قصه ارادت ما
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو نمایان شد، قاسم گفت که: داستان عشق ما به همه عالم آشکار شد.