شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق با معشوق است. شاعر با بیان اینکه هدف اصلی زندگی وصال یار است، به سوختن در آتش محبت و درک غم و شادی ناشی از عشق اشاره میکند. او به وضعیتی که در آن تنها معشوق میتواند دل را شاد کند، اشاره کرده و بیان میکند که دیگران و واعظان نمیتوانند درک کنند که عشق و محبت چگونه انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر مرگ و فنا را نادیده میگیرد و عشق را همچنان اصل و محور زندگی خود میداند.
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماستاین کار اگر برآید، پس کار کار ماست
هوش مصنوعی: هدف ما از این دنیاست که به وصال محبوب خود برسیم؛ اگر این امر محقق شود، پس تمام فعالیتها و تلاشهای ما در این مسیر معنا خواهد داشت.
ما در میان نار محبت بسوختیمبعد از فنا مراد دل اندر کنار ماست
هوش مصنوعی: ما در آتش عشق سوختیم و بعد از گذر از وجود، آرزوی دل ما در کنار ماست.
هر بلبلی بگلشن ما راه کی برد؟آن مرغ زار ماست که از مرغزار ماست
هوش مصنوعی: هر بلبل یا پرندهای که به گلشن ما میآید، راهی به آنجا ندارد. آن پرندهای که از دشت و مرغزار ماست، حقیقتاً از آنِ ماست.
شادی اگر بما نرسد یار حاکمستبا غم بسر بریم، که او یار غار ماست
هوش مصنوعی: اگر روزگار به ما خوشی ندهد، باید با غم زندگی کنیم؛ چرا که او همیشه در کنار ماست و در هر شرایطی ما را همراهی میکند.
واعظ، برو، ز حرفک و چربک بدار دستراه تو مظلم آمد و نور تو نار ماست
هوش مصنوعی: ای واعظ، برو و از سخنان فریبنده و شیرین خود دست بردار. راه تو تاریک شده و نوری که به دست میآوری، برای ما آتش است.
زاهد، ز شرم شیوه ما آب گشته ایباری بدان که شرم تو هم شرمسار ماست
هوش مصنوعی: ای زاهد، از شرمِ رفتار ما آنقدر آب شدهای که نمیتوانی نشان دهی. ولی بدان که شرم تو هم ما را شرمسار کرده است.
گر پر شود یمین و یسار جهان ز غمما را چه غم ز غم؟ که غمت غمگسار ماست
هوش مصنوعی: اگر جهان از غم پر شود، ما چه غمی داریم وقتی که غم تو، دل ما را تسلی میدهد؟
منصور گفت که بر سر دار از صفای عشق :این دار دار نیست که دارالعیار ماست
هوش مصنوعی: منصور گفت: این مکان که من در آن هستم، فقط یک دار نیست، بلکه دارالحیات و سرآغاز عشق و دوستی ماست.
باغ ارم، که مثل وی اندر جهان نبودبی پرتو جمال تو دار البوار ماست
هوش مصنوعی: باغ ارم، که هیچ جایی در دنیا مانند آن نیست، بدون زیبایی تو، خانهی درد و رنج ماست.
گفتم که: کیست احمد؟ گفتا که: شاه جانگفتم: بلیس؟ گفت که: او پرده دار ماست
هوش مصنوعی: سؤال کردم که احمد کیست؟ جواب داد که او شاه دلهاست. سپس پرسیدم آیا منظور تو بلیس است؟ گفت بله، او نگهبان ماست.
گفتم که عقل؟ گفت که: قاضی کن فکانگفتم که عشق؟ گفت که: میر شکار ماست
هوش مصنوعی: گفتم که عقل چه باید کرد؟ پاسخ داد که قضاوت کن و نتیجهاش را ببین. پرسیدم که عشق چه میگوید؟ جواب داد که عشق رهبر ما در شکار قلبهاست.
گفتم که: کیست قاسمی اندر طریق؟ گفت:بی اختیار ماست، ولی اختیار ماست
هوش مصنوعی: سوال کردم که چه کسی در این مسیر راهنمایی میکند؟ پاسخ داد: ما در این کار نقشی نداریم، اما تصمیمگیری در دست ماست.