شمارهٔ ۹۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ درد و مصیبتهایی است که بر شاعر فرود میآید. شاعر داستان میکند که با وجود بلاهایی که بر او نازل شده، این دردها را تنها از خود و درونش مییابد، نه از دیگران. او اینکه عاشق است و درد عشق را بیشتر از دیگران احساس میکند، به خود میبالد. همچنین، او از نوشیدن لذتهای زندگی تا زمانی که عشقش را شناخته، صحبت میکند. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی آتشین یاد میکند و از عقلش نالان است که در برابر این عشق کم آورده است. در نهایت، او از کسی به نام قاسم بیدل میخواهد که بر نالههایش خرده نگیرد، چرا که این نالهها نشاندهندهٔ درد عمیق اوست.
بازم نمکی بر جگر ریش رسیدستصد گونه بلا بر من درویش رسیدست
هوش مصنوعی: دوباره درد و رنجی بر دل من آوردهاند، و صد نوع مشکل و مصیبت به من به عنوان یک فرد بیپول و بیچیز وارد شده است.
من ناله ز بیگانه ندارم، که دلم راهر غم که رسیدست هم از خویش رسیدست
هوش مصنوعی: من از غم و درد کسی غیر از خودم شکایت ندارم، زیرا هر احساس ناراحتی که دارم، ناشی از خودم است.
درد تو بهرکس نرسیدست ولیکنالمنة لله که مرا بیش رسیدست
هوش مصنوعی: درد تو به کسی دیگر نرسیده است، ولی خوشبختانه من این درد را بیشتر از دیگران تجربه کردهام.
کیشم همه عشقست و نیاید بصفت راستتیری که مرا بر دل از آن کیش رسیدست
هوش مصنوعی: تمام وجود من سرشار از عشق است و نمیتوانم به درستی بیان کنم. این عشقی که به قلب من رسیده، مانند تیری است که نمیتوان آن را توصیف کرد.
نوش دو جهان را همگی کرد فراموشتا بر دل من لذت آن نیش رسیدست
هوش مصنوعی: تمام لذتهای دنیا را فراموش کرده، تا اینکه طعم نیش آن در دلم احساس شود.
ای عشق جهان سوز، کجایی؟ که دلم راصد واقعه از عقل بد اندیش رسیدست
هوش مصنوعی: ای عشق آتشین و ویرانگر، کجایی؟ دل من درگیر رخدادهای زیادی از تفکر نادرست شده است.
گر ناله کند قاسم بیدل، مکنش عیبپیداست از آن ناله که دردیش رسیدست
هوش مصنوعی: اگر قاسم بیدل ناله کند، نباید او را سرزنش کنی؛ چون این ناله نشان دهنده آن است که درد و رنجی را متحمل شده است.