شمارهٔ ۹۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و شور عشق و جستجوی حقیقت است. شاعر میگوید که اگر محبوب در وجود انسان باشد، هر کجا که باشد او در دل و روح شما حاضر است. اگر عشق به معشوق حقیقی (خدا) نداشته باشید، باید از خود شرمنده باشید. همچنین، شاعر به عاشقان پیشنهاد میکند که فراموش کنند و از دنیای مادی بگذرند، زیرا عاقل و دانا در میان این دنیای فانی گرفتار میشود.
شاعر همچنین اشاره میکند که جهان پر از زیبایی و نقش و نگار است، اما نمیتوان رازهای الهی را با انسانهای نادان در میان گذاشت. او هشدار میدهد که نباید از خود دور شوید تا گم نشوید، چون محبوب واقعی در درون شماست. در پایان، شاعر به شعف و مستی خود اشاره میکند که باعث میشود دیگران او را نیز معتاد به عشق بدانند.
اگر در مغز، اگر در پوست یارستبهرجایی که هست آن یار غارست
هوش مصنوعی: هر جا که یار وجود داشته باشد، چه در فکر، چه در ظاهر، او همواره در کنار و یار همیشگی است.
ترا، گر روی دل با روی حق نیستبهر رو از همه رو شرمسارست
هوش مصنوعی: اگر دل تو با حقیقت هماهنگ نباشد، هیچ کدام از زوایای وجودت نمیتواند از شرم و خجالت برکنار باشد.
دلا، گر عاشقی بگذار و بگذرکه عاقل در میان گیر و دارست
هوش مصنوعی: دلیل عاشق بودن خود را رها کن و از چالشها فراتر برو، زیرا فرد عاقل در سختیها و پیچیدگیها گرفتار میشود.
اگر تو نقش خوانی، نقش بر خوانهمه عالم پر از نقش و نگارست
هوش مصنوعی: اگر تو هنرپیشهای، سرتاسر جهان پر از نقش و تصویرهایی است که میتوانی آنها را ببیند.
مگو اسرار حق با نفس جاهلکه نه اهل نظر اهل نظارست
هوش مصنوعی: رازهای حق را با انسان جاهل در میان نگذار، زیرا او نه از درک عمیق چیزی برخوردار است و نه میتواند به درستی آن را تماشا کند.
ز خود بیرون مرو، تا گم نگردیکه آن یار گرامی در دیارست
هوش مصنوعی: از خودت دور نشو، چون ممکن است گم شوی. چرا که دوست عزیزت در همین دنیا وجود دارد.
مرا هرکس که بیند مست گویدکه: قاسم مست چشم پرخمارست
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا ببیند، با دیدن چشمان پر از خوابم میگوید: قاسم در حالت مستی به سر میبرد.