شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: این شعر به جذابیت و دشواری عشق اشاره دارد. شاعر از هلاکت عاشقان در پی عشق و زندگی صادقان که در کنار محبوبشان است، سخن میگوید. او بر این نکته تأکید دارد که کسی که تحفه جان به محبوب میبرد، همیشه از او شرمسار است. در ادامه، جمال محبوب به زیبایی توصیف میشود و حال عاشق با اشک و غم بیان میشود. شاعر از محبوب میخواهد که نگاهی به حال او بیندازد و با وجود درد و رنج عاشقی، به او توجه کند. در نهایت، به زیبایی و قدرت عشق اشاره میشود که در میان غمها شادی به همراه دارد.
هلاک عاشقان در انتظارستحیات صادقان با روی یارست
هوش مصنوعی: عاشقان در انتظار معشوق خود نابود میشوند، اما زندگی انسانهای راستگو با چهره محبوبشان رونق میگیرد.
کسی کو نزد جانان تحفه جان بردهنوز از روی جانان شرمسارست
هوش مصنوعی: کسی که پیش محبوب خود هدیهای از جانش میبرد، هنوز هم از روی محبوبش خجالتزده است.
خرامان میرود آن شاه خوبانسرش مستست و چشمش در خمارست
هوش مصنوعی: آن پادشاه زیبا به آرامی میخزد، سرش مست است و چشمانش حالتی خوابآلود دارد.
بکلی جان و دلها صید کردستکه میر عاشقان میر شکارست
هوش مصنوعی: بهطور کامل جان و دلها را تسخیر کرده است، چون او فرمانروای عاشقان و شکارچی دلهاست.
رخش اندر میان جعد گیسوچو رومی در میان زنگبارست
هوش مصنوعی: درخشندگی و زیبایی چهرهاش در میان موهای مجعدش، همچون یک رومی زیبا در دل یک کانون پر از زنگهای رنگارنگ است.
بیا، یک دم بحال من نظر کندلم پرخون و چشمم اشکبارست
هوش مصنوعی: بیار، لحظهای به حال من نگاه کن؛ دلم پر از درد و چشمانم پر از اشک است.
بکن چندان که خواهی جور بر منکه جان مرد عاشق بردبارست
هوش مصنوعی: هرچقدر که میخواهی بر من سخت بگیری، زیرا جان یک عاشق واقعی بسیار تحمل دارد.
بیا، با عاشقی دستی برافشانکه شادی در میان، غم برکنارست
هوش مصنوعی: بیا با عشق و محبت، تمام غمها را کنار بزنیم و فقط شادی را در زندگیمان بگنجانیم.
نظر بر روی جانان دار، قاسمکه دارالملک عالم بی مدارست
هوش مصنوعی: به معشوق خود توجه کن، زیرا قاسم، شهری است که مرکز عالم بدون حاکمیت خاصی به شمار میرود.